7905 ز اسلاميان بُو خَيثمه « 1 » ز راه * تخلّف نمود از رسُولِ إله
دو زن داشت « 2 » نيكو رخ و پاكتن * به ديدارشان كرد عزم وطن
از آن ره سوى شهر بنهاد رُو * زنانش چو آگاه گشتند ازاو
بياراستند خانه چون نوبهار * بكردند دستى برآن روى كار
چو در خانه شد بُو خيثمه « 3 » ز راه * در آن ساز و ترتيب كردش نگاه
7910 به دل گفت : « ايدون نشستن مرا * روا چون بود ، در سَفَر مصطفى
ز پا بر زمين مرد ننشست « 4 » و زود * بشد در پىِ مصطفى همچو دود
چو آمد بَرِ مصطفى زو سخن * بپرسيد از رفتن و آمدن
ز دل راستى داد پاسخ ورا * دعا كرد او را رسولِ خدا
* سوى راه رفتند از آن پس سپاه * به چاهى رسيدند بر طَرْفِ راه
7915 كه بُد پيش از آن جاىِ قوم ثمود * پيمبر از آن چاه دورى نمود
اگر چند منزل بُد آن جايگاه * نمىماند آبى بَرَد كس ز چاه
بفرمود : « 5 » « شب نيز از جاى خويش * نشايد نهد هيچكس پاى پيش »
نجنبيد از جاى خود مرد و زن * مگر شد به حاجت به صحرا دو تن
فتادند ديوان برآن هردوان * يكى را ببردند هوش از روان
7920 دگر را فگندند در كوهِ طى * به شبگير رفتند مردم ز پى
ببردندشان تا بَرِ مصطفى * نبى كرد در حقّ ايشان دعا
كز آن حال باحالِ خويش آمدند * از آن مرز لشكر روانه شدند
ز بىآبى و ريگ و گرماىِ راه * اثر تشنگى كرد اندر سپاه
مجالِ شدن هيچكس را نماند * پيمبر دعا كرد و حق را بخواند
7925 فرستاد باران خدا در زمان * بِرَستند مردم ز بيم زمان
هامش
( 1 ) ( ب 7905 ) . در اصل : بو حثيمه . أبو خيثمه . كه البتّه به ضرورت رعايت وزن شعر با ياء محرّكه و سكون ثاء بايد خواند .
( 2 ) ( ب 7906 ) . در اصل : درون داشت ؛ نك . سيرهء ابن هشام ، طبرى ، سيرت رسول اللّه .
( 3 ) ( ب 7909 ) . در اصل : بو حثيمه .
( 4 ) ( ب 7911 ) . در اصل : بنشست .
( 5 ) ( ب 7917 ) . در اصل : نفرمود .