تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
مناديگرى را رسُول گزين * بفرمود تا زد منادى دراين چو مردم شنيدند آوازِ او * بسى كس به كوشش نهادند رُو هر آن‌كس كه بودند صادق به دين * بر آرام كردند كوشش گزين 7840 و ليكن هر آن‌كس منافق بُدند * بهانه‌جو از بهر ماندن شُدند يكى گفت : « خوب‌اند رومى سپاه * نشايد بر آن داشتن دل نگاه چو زايدر به پيكار ايشان رويم * مبادا بر آن قوم فتنه شويم برآييم از دين بيكبارگى * بمانيم آنجا ز بيچارگى » دگر گفت : « گرم است اكنون هوا * نباشد بدان مُلك رفتن روا 7845 تبه گردد اكنون سپاهى به راه * به فائيز « 1 » بايد شدن رزمخواه » دگر گفت : « آن مردمان بىسراند * در اين جنگمان بر زمين بسپرند » براين‌گونه هريك بهانه پديد * همىكرد و از جنگ دورى گزيد فرستاد آيت خدا در زمان * كه : « هستند منافق مرآن مردمان نگويند با تو به غير از دُروغ * ندارد سخنشان بَرِ ما فروغ 7850 نخست آن‌كه گفتند رومى سپاه * دل ما برند از نكويى « 2 » به راه چه حاجت به رومى كه خود گُمره‌اند * چو اين عذر پوسيده پيشت نهند دگر آن‌كه گفتند بهر هوا * به گرما نداريم رفتن روا ز گرماىِ دوزخ بتر نيست اين * كه آن مىكنند از پى اين گزين سيم آن‌كه گفتند رومى سپاه * به پى بسپرندْمان در آوردگاه 7855 نه بتر از آن مرگشان بشكرد * چو فرمان فرستم به پى بسپرد « 3 » » از اين داستان از منافق سران * بيكبار گشتند به جان دل گران به خانِ سُوَيْلِم ز قوم جُهود * برفتند و كردند گفت و شنود به بدگفتن مصطفى روز و شب * در آن خانه هريك گشادند لب نبى گشت آگاه از كارشان * برنجيد از آن زشت گفتارشان 7860 به طلحه بفرمود تا در شتاب * برفت و مرآن خانه كردش خراب منافق ز بيم خديوِ انام * فرومىفگندند خود را ز بام
هامش
( 1 ) ( ب 7845 ) . پائيز . ( 2 ) ( ب 7850 ) . ظاهرا . نكويى ز راه . ( 3 ) ( ب 7855 ) . در باب اين مطالب رجوع شود به آيات 49 سورهء توبه و 81 همان سورهء مباركه از قرآن كريم .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 369 | حمد الله مستوفى قزوينى / مهدى مداينى