تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١

رفتن رسول ، عليه السّلام ، به غزو تبوك

چو شد لشكر آراسته ، مصطفى * سپه بُرد بيرون به امر خدا على را رها كرد فخر انام * كه آرد حرمهاش در اهتمام محمّد كه بودش پدر مَسْلَمه « 1 » * در آن شهر شد پيشواىِ رمه 7890 نبى رفت با لشكر جنگجو * به پيكار بدخواه آورده رُو به ماه رجب لشكر رزمخواه * از آن شهر رفتند به فرمان به راه چو يك منزل از شهر گشتند دور * گروهى منافق ز ره شد نفور از آن راه عبد اللّه ابن سَلُول « 2 » * سوى شهر آمد ز پيش رسول هرآن‌كو منافق بدند همچنان * ز ره بازگشتند هم در زمان 7895 سوى شهر رفتند يكبارگى * « نخواهيم » گفتند : « آوارگى « 3 » » ز بهر على گفت هريك چنين * كه : « با او محمّد گرفته‌ست كين ازآن‌رو نبُردش به آوردگاه * به پيشِ زنان ماندش اين جايگاه و گرنه چو شيرخدا خواندش * چرا گاهِ پيكار واماندش ؟ » على شد پراندوه از اين گفت‌وگو * بَرِ مصطفى زود بنهاد رُو 7900 بپرسيد سيّد : « چرا آمدى * ز ماندن همانا پراندُه شدى ؟ » على گفت : « آرى منافق چنين * مرا گفت كز من ترا هست كين » نبى دلخوشى داد او را دراين * كه : « از تو نباشد مرا هيچ كين من و تو كنونيم هم آنچنان * كه موسى و هرون به پيشين زمان « 4 » » به خوبى فرستاد بازش به شهر * وزآن‌رو سپه يافت از راه بهر
*
هامش
( 1 ) ( ب 7889 ) . محمّد بن مسلمهء انصارى . ( 2 ) ( ب 7893 ) . عبد اللّه بن أبىّ بن سلول . ( 3 ) ( ب 7895 ) . در اصل : آوازكى . ( 4 ) ( ب 7903 ) . أفلا ترضى يا علىّ ، أن تكون منّى بمنزلة هارون من موسى ، إلّا أنّه لا نبىّ بعدى ( به نقل از طبرى ، سيرهء ابن هشام ، سيرت رسول اللّه ) .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 371 | حمد الله مستوفى قزوينى / مهدى مداينى