عُمَر شد در اين حال پيش رسول * ز غيرت از آن گشت عمّر ملُول
7815 كه بيگانه مردى بَرِ مصطفى * درآيد به خانِ زنانش چرا ؟
نبى را چنين گفت ك : « اى پيشوا * چنينت نشستن نبينم روا
كه بيگانه مردى به كار حرم * شود آگه از نيك و بد بيش و كم
زيان دارد اين كار ناموس را * درآيد شكن زاين به دينِ خدا »
پيمبر پرانديشه شد زين سَخُن * چو دانست كو راست گويد ز بُن
7820 ز خانه به مسجد درآورد رُو * براين آيت آمد به پيشش فرو
كه روپوش گردند از آن پس زنان * نبينندشان كس بجز محرمان « 1 »
فرستادهء فَرْوه زآن پس پيام * رسانيد و تُحفه به فخر انام
نبى كرد آن تُحفه از وى قبول * به فَرْوه فرستاد پاسخ رسول
نويدش در اين داد بسيار و گفت * كه : « گردى از اين كار با كام جفت
7825 به هردو سرا زين سخن كردگار * بر آن مردمانت دهد افتخار »
چو آمد فرستادهاش بازِجا * بر آن بود كآيد بَرِ مصطفى
ز كارش خبر پيش سردار روم * فرستاده بودند از آن مرزوبوم
از اين قيصر رُوم رنجيده بود * كه او دين اسلام بگزيده بود
نبودش به دل بر مراين كار خُرد * فرستاد و او را گرفت و ببرد ( 165 )
7830 ز دارش درآويخت از روىِ كين * كه رومى سران كس نجويند دين
غزو تبوك در رجب سنهء تسع
چو آمد به پيشِ رسول آگهى * كز آن نامور گشت گيتى تهى
برنجيد از قيصر خيرهكار * از او كرد از اين كينِ دين خواستار
بفرمود تا گِرد گردد سپاه * دليران جنگاور رزمخواه
چو گاهِ رطب بود و گرماى سخت * ز هر ميوه پُربار گشته درخت
7835 رهى پُردراز و عدويى قوى * به صورت نبود اندر آن نيكويى
نبودند خواهانِ رفتن سپاه * نمىكرد كس ميلِ آوردگاه
هامش
( 1 ) ( ب 7821 ) . به موضوع نزول آيهء حجاب ، بدين صورت ، هيچيك از متون مورد رجوع ما از قبيل طبرى و سيرهء ابن هشام و سيرت رسول اللّه و العبر اشارتى ندارند .