تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
چو برتر منش بود و شيرين‌زبان * ز اقران فزونتر به دانش همان براين كرد دعوى كه : « پيغمبرم * نبى چون مُحمّد در اين كشورم 7795 نه او خواندم بهترين شما ؟ * از آن گفت هستم رسول خدا شريكيم باهم به پيغمبرى * به حُكم خدا در سخن‌گسترى بر او وحى جبريل آرد فرود * چو ميكائيل آرد بَرِ من درود يمن با يمامه‌ست « 1 » يكسر مرا * حجاز و عرب هست و يثرب ورا » ز تلفيق خود تُرّهاتى تباه * بگفتى و خواندى كلام إله 7800 شروط عبادات كم كرد و بيش * همه ركنها برد از جاىِ خويش هرآن‌چيز بودى دلى را هوا * به نزديك او بود كردن روا گروهش گرفتند دينش تمام * برآمد مراو را در آن مُلك نام گذر كرد دو سال گيتى براين * كه نامش برآمد بلند اين‌چنين از او آگهى شد بَرِ مصطفى * از او خواستى گشت رزم‌آزما 7805 و ليكن چو كارش به پايان ، هنوز * نبود آمده ، زآن نشد رزم‌توز چنين تا به عهد ابو بكر مَرد * در آن بوم‌وبر اين‌چنين فتنه كرد

نزول آيت حجاب زنان از مردان

دگر فروهء عمرو « 2 » فرمانروا * كه در شام بُد بر عرب پيشوا در آن وقت از حُكم سلطان روم * نگهبان بُدى اندرآن مرزوبوم به دل خواست ديندار گردد ز جان * مسلمان شود چون دگر مؤمنان 7810 فرستاد نزديكى مصطفى * وز او كرد درخواه دينِ خدا به تحفه يكى استر « 3 » راهوار * فرستاد نزد نبى بادوار فرستاده‌اش چون به يثرب رسيد * نبى را به خان زنان دربديد ز مردان زنان را حجاب آن زمان * نبود و نكردندى از مردمان
هامش
( 1 ) ( ب 7798 ) . در اصل : تمامه . ( 2 ) ( ب 7807 ) . فروة بن عمرو الجذامى . ( سيرهء ابن هشام : فروة بن عمرو بن النافرة الجذامى ثم النّفاثى ) ( 3 ) ( ب 7811 ) . مطابق روايت طبرى ( مع ، ص 174 ) اين استر همان دلدل است كه پيامبر ( ص ) آن را به امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، بخشيدند .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 367 | حمد الله مستوفى قزوينى / مهدى مداينى