تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
بتان را در آنجاى كردند پست * نگشتند ايشان دگر بت‌پرست * 7720 دگر از بنى خثعمى مردمان * برفتند پيش رسول آن زمان از او دين پذيرفت هركس كه بود * از آن پايهء كار خود برفزود چو شد گاه آن كآن سران بازِجا * سوى حىّ روند از بَرِ مصطفى نبى گفت : « ذو الخُلُّصه « 1 » اين زمان * درآورد بايد ز پا بىگمان كه با دين حقّ بت‌پرستى روا * نبود و نباشد ز حكم خدا » ( 163 ) 7725 بگفتند : « هرچيز فرمان دهى * از آن باشد اندر دو گيتى بهى » جرير ابن « 2 » عبد اللّهِ نامور * روان شد به حكم خديو بشر بدان حىّ شد و كرد بتخانه پست * بتان را سراسر به‌هم برشكست به پيروزى آمد بَرِ مصطفى * برافروخته كارِ دينِ خدا * دگر از ربيعه « 3 » گُروهى گُزين * برفتند و پذرفت اين پاك‌دين 7730 نوازيدشان زين رسول خدا * سوى حىّ فرستادشان بازِجا ولى بتكده نامِ آن ذو الكعاب « 4 » * بفرمود كردن بكلّى خراب بلى چون شود كارِ حق آشكار * برآيد ز باطل بكلّى دمار * دگر صُرْد عبد اللّه « 5 » نامدار * كه ميرِ أزد بود آن روزگار به مُلك يمن بود او را نشست * به دل خواست گردد ز جان دين‌پرست 7735 بشد با گروهى ز اقوامِ خود * به پيش پيمبر چنان چون سزد
هامش
( 1 ) ( ب 7723 ) . در اصل : دو الحنطله . ( 2 ) ( ب 7726 ) . در اصل : حرير ؛ جرير بن عبد اللّه البجلى . ( 3 ) ( ب 7729 ) . سيرت رسول اللّه بتكدهء ذو الكعبات را به قوم بكر و تغلب نسبت داده است و در باب « ربيعه » گفته است : « و بنى ربيعه يكى ( بتى ) كرده بودند نام وى رضاء و آن را مىپرستيدند » ( ص 107 ) . ( 4 ) ( ب 7731 ) . ذو الكعبات . ( 5 ) ( ب 7733 ) . در سيرت ( : هردو متن فارسى و عربى ) : صرد بن عبد اللّه الأزدى [ در پانويس متن فارسى : در اصل و ساير نسخه‌ها : الاسدى ] . و ظاهرا در رعايت وزن شعر صرد ( به سكون راء ) قراءت مىشود . ( مصراع دوم ) : در اصل : اسد . در طبرى و سيرهء ابن هشام و سيرت رسول اللّه : ازد .