تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
غلط بوده‌ام ، سرور بددلان * تويى خود به ملك عرب بىگمان » چنين پاسخ آورد او را اريد : * « هرآن‌گه كز او خواستم كين كشيد 7700 ميان خود و او ترا ديدمى * ازآن‌روى اين كار نگزيدمى » خدا كرد آگه نبى را از اين * كه : « خواستندى ايشان ز تو جُست كين » دعا كرد در حقّشان مصطفى * اجابت شد از حكم يزدان دعا يكى مرد از صاعقه زار و خوار * ز ديگر به طاعون برآمد دمار بنى عامرى « 1 » چون شد آگاه ازاين * ز سيّد بترسيد در كار كين 7705 كه چل تن ز اصحاب او پيش از آن * تبه كرده بودند آن مردمان از آن پس يكى تا بدانديش او * به هرجا شده ، زو شده جنگجو در اين وقت اين هردو ناپاكتن * سگالنده در كار او اين سخن براين خواستند پوزش از مصطفى * كه : « ما را نبود اندراين كار را بديشان بديهاى ايشان رسيد * نبايد ازاين مردم آن كار ديد » 7710 نبى كرد پوزش از ايشان قبول * نوازيدشان زين حكايت رسول چو ايمن شدند آن گُزين مردمان * برفتند و پذرفت دين آن زمان به خوبى فرستادشان بازِجا * شدند خوشدل از حضرتِ مصطفى * دگر مردمان كِنانَه همان * به اسلام كردند ميل آن زمان به شهر مدينه بَرِ مُصطفى * شدند و پذيرفت دينِ خدا 7715 نوازيدشان زآن رسولِ گزين * بر ايشان دعا كرد در كارِ دين يكى بتكده بود نَخْله « 2 » به نام * در او بود بتهاى ايشان تمام مهينِ بتان نام بودش منات * دراو ، نامور بود چون هبل ولات نبى كس فرستاد تا آن ز پا * درآورد از فرِّ دينِ خدا
هامش
( 1 ) ( ب 7703 ) . « و حق تعالى در حق عامر بن الطّفيل و أربد بن قيس اين آيت فروفرستاد ، قوله تعالى :اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى وَ ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ- إلى قوله -وَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَيُصِيبُ بِها مَنْ يَشاءُ وَ هُمْ يُجادِلُونَ فِي اللَّهِ وَ هُوَ شَدِيدُ الْمِحالِ . . . »( سيرت ، ص 1022 ، [ قرآن كريم ، سورهء مباركهء رعد ، آيات شريفهء 8 تا 12 ] ، مصحّح دكتر اصغر مهدوى ) . ( 2 ) ( ب 7716 ) . در اصل : نحله .