تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
كه : « اسلام كُن عرض بر همگنان * كه در دين بهانه نماند اين زمان چو پيروز كردت خدا بر عُدو * كنون شُبهتى نيست بر كار تو به پيش همه گشت دينت قبول * گواهى دهيم آن‌كه هستى رسُول نداريم ديگر سر جنگ و كين * نجوييم از اين پس بجز راهِ دين » 7580 عرب چون به اسلام رغبت نمود * نبى خواند آن سال سالِ وفود نخُست از گروه تميمى سران * به پيش پيمبر شدند اندر آن عُطارِد ، زِبرقان « 1 » به پيش اندرون * كه از ديگران پايه‌شان بُد فزون چو آن مردمان در مدينه شُدند * هم از راه پيش رسول آمدند نبى بود در خانهء خويشتن * شدند بر در سيّد آن انجمن 7585 به آواز خواندند بيرون ورا * ز كردارشان شد دُژم مُصطفى وليك از تحمُّل فروخورد خشم * برون شد ، به ظاهر نياورد خشم به مسجد شدند آن « 2 » گُزين مردمان * برفتند نزديك او آن زمان تميمى ز روى تفاخُر سَخُن * به نزديك پيغمبر افگند بُن عطا « 3 » خطبه‌اى جَزْل ايراد كرد * در او قوم خود را ستاييد مرد 7590 به ثابت « 4 » كه از قيس بودش نژاد * نبى گفت تا پاسخش بازداد نكوتر از آن خُطبه‌اى ساز كرد * خدا و نبى را ستاييد مرد تَحاضِّ « 5 » به اسلام كرد آن زمان * كه : « ديندار بايد شدن بىگمان » زِبرقان فروخواند شعرى چو آب * همين كرده از بهر قومش خطاب
هامش
- وافد به معنى : 1 - برسولى آينده ، آينده . 2 - نزد كسى رونده . ( فرهنگ فارسى معين ) . ( 1 ) ( ب 7582 ) . در اصل : عطاو زنرقان . سيرت رسول اللّه : عطارد بن حاجب بن زراره ( رئيس و پيشواى قوم بنى تميم ) ؛ زبرقان بن بدر . ( سيرت ، مصحّح دكتر اصغر مهدوى ، ص 1012 ) . ( 2 ) ( ب 7587 ) . در اصل : شد آن . ( 3 ) ( ب 7589 ) . عطا ( ؟ ) همان‌گونه كه ذيل بيت 7582 توضيح داده شد ، نام اين شخص مطابق سيرت رسول اللّه : « عطارد بن زراره » است ؛ همچنين در سيرهء ابن هشام : عطارد بن حاجب بن زرارة بن عدس الّتميمى . . . و الزبرقان بن بدر الّتميمى ؛ و نيز در طبرى ( متن عربى ) : عطارد بن حاجب بن زرارة بن عدس التميمى . . . و الزّبرقان بن بدر الّتميمى . فلذا مستبعد است كه صورت مضبوط در اين بيت ناشى از سهو كاتب باشد . در اصل : جرل . جزل : استوار ، محكم ؛ سخن فصيح . ( 4 ) ( ب 7590 ) . ثابت بن قيس . ( 5 ) ( ب 7592 ) . تحاضّ : برانگيختن بعضى مر بعضى را .