از آن پس گزيده رسول إله * فرستاد مردى دلاور به راه
لقب داشت مُحْلَم جَثامه « 1 » نسب * به كار پژوهش به پيش عرب
به ره عامِرِ أَضْبَط « 2 » آمدش پيش * اگر چند بود اندراين پاككيش
هميدون بر او كرد عامر سلام * چو زو داشت محلم « 3 » به دل كين تمام
7545 تبه كرد او را برآن راه بر * پژوهيد پس حالها سربهسر
چو برگشت و آمد بَرِ مصطفى * نبى كرد نفرين بر او از خُدا
از اين كار ناگاه مُحَلَّم « 3 » بمُرد * ببردند قوم و به خاكش سپرد
فگندش برون گور بر روىِ راه * نهادند بازش برآن جايگاه
دگرباره گورش ز خود برفگند * نكردى قبول آن تن مستمند
7550 كشيدند ديوار گِرد اندرش * كه در وى نهان گشت آن پيكرش
نبى گفت : « رسوايى او را چنين * نه زآن مىدهد پاكْ جانآفرين
كه از وى بتر نيست ديگر كسى * بلى هست كافر بتر زو بسى
ولى مىدهد آگهىتان از اين * كه كس سرنپيچيد از حكم دين
هر آن چيز در شرع نبود روا * نبايد به گيتى « 4 » ز كس از شما »
مطاوعت اهل نجران « 5 » به جزيهدادن
7555 از آن پس بزرگان نجرانيان « 6 » * كه بودند ترسا و نصرانيان
رسيدند دانندگان شصت مرد * به پيش پيمبر به كردارِ گَرد
سه بهره بُدند آن گروه آن زمان * به دين داشت هريك دگرگون گمان
هامش
( 1 ) ( ب 7542 ) . در اصل : محكم حنامه .
( 2 ) ( ب 7543 ) . در اصل : عامر منبط : طبرى ( مع ) ؛ سيرهء ابن هشام ، سيرت رسول اللّه : عامر بن الأضبط الأشجعى .
( 3 ) ( ب 7544 و 7547 ) . در اصل : محكم .
( 4 ) ( ب 7554 ) . در اصل : نيايد بكيتى .
( 5 ) ( عنوان ) . در اصل : اهل بحران .
( 6 ) ( ب 7555 ) . در اصل : ؟ ؟ ؟ حرانيان .