دورويه به رو اندر آورده رو * نشايستى از هم شدن جنگجو
بجز آنكه تيرى مىانداختند * در آن گهگهى گردن افراختند
براينگونه تا بيست و شش رفت زود * دو لشكر به يك ره بشد رزمتوز
5520 نبى بر لب كَنْده بودى مُدام * شب و روز بوديش آنجا مُقام
منافق به خانه شدى تيرهشب * كه گر زان كه ناگاه باشد شغب « 1 »
به خانه بود ايمن از بدگمان * نيارند بر سر مراو را زمان
برآن بُد نبى پيش غطفانيان « 2 » * فرستد سخن ، صلح جويد در آن
ز محصُول باغات آن بوم و رست * بديشان دهد ثلثى از هرچه هست
5525 كه تا ترك گيرند پيكار و جنگ * بسازند بر شهريان كار تنگ
سگالش در اين كرد با مؤمنان * به دو گفت سعدِ مُعاذ « 3 » آنچنان
كه : « حقّ كرد از اين در به پيشت پيام * و گر مصلحت راست اين راى و كام ؟ »
نبى گفت : « نه ، نيست وحى اندراين * سوى مصلحت راى بينم چنين »
به دو سعد گفتا : « به وقتى كه ما * نبوديم پذرفته دينِ خدا
5530 يكى دانه خُرما بدين مردمان * نداديم از روى عجز آن زمان
چرا اين زمان عجز از ايشان بريم * مبادا كزين در سخن گستريم »
نبى كرد او را دعا زين سَخُن * كه از روى مردى بُد افگنده بُن
رزم مرتضى على با عمرو عنتر « 4 » و قتل عمرو
ز كفّار مردى ز قومِ قريش * به خندق درآمد ز بنگاهِ خويش
هامش
( 1 ) ( ب 5521 ) . در اصل : باشد شعب .
( 2 ) ( ب 5523 ) . در اصل : عطفانيان .
( 3 ) ( ب 5526 ) . در اصل : سعد معاد .
( 4 ) ( عنوان ) . در اصل : عمرو عنتر . در تمامى منابع معتبر از قبيل طبرى ، سيرهء ابن هشام ، سيرت رسول اللّه ، العبر : عمرو بن عبدودّ و عمرو بن عبدودّ بن أبى قيس . تنها در اين متن ( يعنى ظفرنامه ) و سه نسخه از نسخ مورد استناد تصحيح تاريخ گزيده ، يعنى « ب » و « ق » و « ف » است كه به صورت « عمرو عنتر » برمىخوريم . البتّه با توجّه به مضمون بيت 5543 كه تصريح دارد بر اينكه لقب او عمرو عنتر بوده است ، صورت متن توجيه دارد .
منتهى براين بنده روشن نشد كه اين لقب از كدام منبع و يا منابع اخذ شده است ( ؟ )