تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1732

مساهمون:

ص١٧٣٢
هم‌آورد او گر بود زنده‌پيل / * كم از قطره باشد برِ رود نيل
787
همان در زمان از سر خشم شاه / * فرستاد ايلچى سوى آن سپاه
142
همان مركبِ مهدِ عصمت‌پناه / * درآمد به آب از پى اسپ شاه
286
همان بَرده و بَدره‌هاى درم / * زِ مشك و زِ كافور و هر بيش‌وكم
539
همان از باشقرد و از مَكَس هم / * سپاهى بس گران آمد فراهم
611
همان بِه كزين قلعه آيى برون / * سر كوه ناگشته درياى خون
772
همان به كه چون بگذرد روز رزم / * همىتازه گردد شبستان بزم
937
همان بِه كه سازم سخن مختصر / * پدر بدگهر بُد پسر بىهنر
1042
همان ابر كُه بارِ پيكارساز / * كه بارانش از زير بُد بر فراز
1078
همان گر نبارد به نوروز نم / * ز خشكى شود دشت خرّم دژم
1223
همان كرده در باب زينت‌گرى / * كه در رشتهء دُر كند جوهرى
1261
همان طبل و كوس مهابت صدا / * قطار علم‌هاى فتح انتما
1305
همان به كزين رزم جويم گريز / * كه سر بازد آن‌كس كه ورزد ستيز
1345
همانا كه فرسنگ بودى چهل / * پراكنده از خون زمين زير گل
669
هماى است و عنقا به فرّ و شكوه / * به دريا چو كشتى به هامون چو كوه
1344
همايون شبى چون سواد بصر / * همه ظلمتش روشنى سربه‌سر
230
همايون تن شاه را دفع رنج / * نه مُلك و سپه كرد نه مال و گنج
1290
همايون قدم بود و فرخنده فال / * شد از مقدمش مردم آسوده‌حال
786
همايون‌نظر ، كوكبى سعد بود / * كه از برج اقبال شه ، رخ نمود
470
همتش دست كرم چون برگشادى روز بزم / * خيره مانده از عطايش ديدهء وهم و قياس
992
همه هستند سرگردان چو پرگار / * پديدآرندهء خود را طلبكار
27
همه دل پر از كين و خشم و غضب / * بر آن پُل گذشتند در تيره شب
62
همه مال و اسباب آلتان به كُل / * به غارت ببُردند خيل مغل
69
همه يار گشتند با نايمان / * به انديشهء جنگ چنگيز خان
80
همه كوه و دَر ، پُر گل و لاله بود / * دهان گل و لاله پرژاله بود
83
همه‌كس ورا اين‌چنين خواندند / * بدان نام نوآفرين خواندند
84