نه هركه چهره برافروخت دلبرى داند / * نه هركه آينه سازد سكندرى داند
1332
نه هركه طرف كله برشكست و تند نشست / * كلاهدارى و آيين سرورى داند
1332
نهادند رو سوى سلطان چو ديو / * دريدند قلب و برآمد غريو
116
نهادند شمشير در يكدگر / * شد آشفته آن مملكت سربهسر
707
نهادند خوان آنگهى بىدريغ / * گراينده شد گرد عنبر به ميغ
819
نهادند رو لشكرى پرشغب / * ز هر مرز و هر بوم سوى حلب
1049
نهاده به تابوتى از چوب عود / * سپرده به رضوان ربّ ودود
509
نهاده به خيمه درون تخت زر / * همه پيكرِ تخت ، زرّ و گهر
628
نهاديم نام تو چنگيز خان / * از اين پس تو خود را تموچين مخوان
84
نهال سنان را ز نصرت بهار / * ز سرهاى گبران برآورده بار
959
نهال خامهاش ابر گهربار / * به باغ دين گل وحى آورد بار
1151
نهالى است در گلشن مملكت / * كه در سايهاش پرورد معدلت
1343
نهالىست در بوستان ظفر / * كه از جوى فتحش بود آبخَور
682
نهان گشته بوموبر آن ديار / * ز زربفت آذين و سيم نثار
845
نهان و آشكار آنچه در شهر بود / * سراسر به تاراج بردند زود
1057
نهان شد همه روى هامون ز نعل / * هوا يكسر از پرنيان گشته لعل
1279
نهانى ندانم ترا دوست كيست / * بر اين آشكارا ببايد گريست
508
نهنگان جنگى چو دريا به جوش / * فكندند در گاو و ماهى خروش
949
نهيب سپاهش به هر مرزوبوم / * فتاده ز چين تا به اقصاى روم
512
نهيب خروشيدن كوس جنگ / * ز سر مغز مىبرد و از روى رنگ
809
نهيبش فتاد اندر اقليم ترك / * كه بيداد و خونريز بود و سترگ
98
نى خامه اين و نى نيزه را / * ز سرچشمهء فتح نشوونما
1343
نيا شير جنگى پدر گيوگُرد / * هماكنون ببينى ز من دستبرد
1245
نيابد گزند از غريق و حريق / * نه از نقب و عرّاده و منجنيق
709
نيارست دشمن توقّف نمود / * رخ از دور بنمود و برگشت زود
357
نيافروخت در پيكرى شمع جان / * كه نفشاند باد فنا ناگهان
208