تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1719

مساهمون:

ص١٧١٩
نكو داشتى اهل دستار را / * به تخصيص مفتى دين‌دار را
232
نكويى ز همصحبت بد مجو / * به بد تا توانى سخن هم مگو
1337
نگارنده از خون سنان‌ها زمين / * گشاينده مرگ از كمان‌ها كمين
394
« نگر تا حلقهء اقبال ناممكن نجنبانى »
1332
نگشتند ايل و ندادند چيز / * به دشنام لب برگشادند نيز
133
نگشتيم ما پيرو دين او / * ازين است با ما مگر كين او
48
نگون گشت كوس و درفش و سنان / * نَبُد هيچ پيدا ركاب از عنان
669
نگون باره گفتى كه برداشت پاى / * به كردار كوه اندرآمد ز جاى
745
نگونسار كرده درفش سياه / * برفتند لرزان به بيراه و راه
626
نگويم كت ز بخت است ارجمندى / * كه خود بخت از تو دارد سربلندى
646
نگويم مزاجش گرفت اعتدال / * كه عالم شد ايمن ز بيم زوال
685
نگويم كه مانند نر اژدها / * چو ديوى كه از بند گردد رها
714
نگهدار كيهان و پشت مهان / * سر تاجداران و شاه جهان
243
نگهداشت خود را زمان دراز / * پس آمد برون از بر سرفراز
157
نماند به گيتى دگر هيچ‌كس / * مغل ماند از آدمىزاد و بس
129
نماند از دليران كسى برقرار / * همه كشته يا خسته افتاده زار
304
نماند از مخالف كس آنجا به جاى / * كه روبه ندارد بر شير پاى
658
نماند به احوال كس كار شاه / * چه نسبت كسى را به ظلّ إله
995
نماندند زنده مگر چند كس / * كه بهر خبر برگزيدند بس
127
نماندند چيزى بجز سنگ و خاك / * وزان پس به آتش سپردند پاك
1019
نمانده است از نسل ايشان يكى / * نه از گنج بسيارشان اندكى
174
نمانده ز اندوه و غم در جهان / * نشانى مگر در دل دشمنان
548
نماندى در آن بوم كس را جدا / * دل از شادمانى ، زبان از دعا
233
نمانيم در روم برگ درخت / * نه شاه و نه گاه و نه تاج و نه تخت
1131
نمايم به گيتى يكى دستبرد / * كه گردد ز پولاد من كوه خرد
866
نمايندهء شب به روز سفيد / * گشايندهء گنج پيش اميد
217
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1719 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى