تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1716

مساهمون:

ص١٧١٦
نتابد سگ صيد ، روى از پلنگ / * ز روبه جهد شير ناديده جنگ
875
نتابيد اندر وى از چرخ هور / * ز تنگى رهش پوست كندى زِ مور
1006
نترسد مرد كار از پيشهء خود / * نه شير خشمناك از بيشهء خود
464
نثار سم مركبت باد اگرچه / * نثارى از اين بىبهاتر نباشد
716
نثار بىشمار از سيم و از زر / * برافشاندند با بس لعل و گوهر
790
نثارافگن شده گوهرنثاران / * ستاره بر مه و خورشيد باران
681
نثارش به آئين برافشاندند
468
نثر آن چون حكايت عاشق / * از بت ماه‌روى يغمايى
22
نجسته همه عمر خويش از صف جنگ / * جدايى چو اعراض لازم ز جوهر
908
نجويند پيكار با هيچ‌كس / * طلبكار خوارزمشاهند و بس
133
نخست آنكه غافل مباش از خداى / * كه فضلش به دولت بود رهنماى
793
نخست ار كنى فكر پايان كار / * بنايى توانى نهاد استوار
1308
نخستين مراعات جان كرده / * ترك پس آنگه نهاده ز فولاد ترك
254
نخستين ز جلّاب نوشين سرشت / * زمين گشت چون حوض‌هاى بهشت
819
نخيزد دگر چون درآيد به سر / * كسى كز حَدِ خود نهد پا به در
308
ندارد به كين گور خان پاى ما / * نگيرد از آن پس كسى جاى ما
98
ندارد جهان دوستى با كسى / * نيابى در او مهربانى بسى
658
ندارم غرورى به گنج و سپاه / * ترا در همه كار دارم پناه
927
ندارم دريغ از رضاى تو هيچ / * عنان از طريق سعادت مپيچ
1124
نداريم از آن شاه لشكرپناه / * اجازت به پيكار خوارزمشاه
116
نداند كه هنگام رزم‌آورى / * ز حق نصرت آيد نه از لشكرى
654
ندانست كين نيز كو مانع است / * پسر را هم از سُستى طالع است
119
ندانم كه اين چرخ گردنده را / * خم آورد پشت شتابنده را
331
ندانم كه تقدير دادار چيست / * گه داورى بر كه بايد گريست
1125
ندانم كزين پس ز اهل خرد / * كه نام شما را به نيكى برد
1312
ندانند كان را كه حق برگزيد / * ازو آيد آثار قدرت پديد
1342