تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1718

مساهمون:

ص١٧١٨
نشسته بر او شاه توران سپاه / * به چنگ اندرون گرز و بر سر كلاه
628
نشسته فارغ و فرمانبرانش عالم‌گير / * عدو گريخته و بازماندگانش اسير
736
نشسته بر آهو عقاب دلير / * چو بر اسب گُردى به ناورد چير
1090
« نشنيده‌اى كه هركه بميرد تمام شد »
1288
نصرت عنان گرفته و اقبال در ركاب / * وز آسمان رسيده بشارت به فتح باب
808
نصيب تو مُلك است و فرمانروايى / * مرا بهره از بخت بد بىنوايى
396
نصيحت همه عالم چو باد در قفس است / * به گوش مردم نادان و آب در غربال
283
نصيحت شنودند از آموزگار / * شدند از بلا و عنا رستگار
1063
نصيحت نخواهد شنيد آن‌كه هست / * ز جام مى عشوهء دهر مست
1314
نظام حال زمانه قوام كار جهان / * تمام گشت به اقبال شهريار جهان
634
نظر عين لطف و ز لطفش روان / * حياتى ز نو در تن انس و جان
1342
نظم او چون حكايت معشوق / * در دل عاشقان شيدايى
22
نظيرش نديده جهان جز به خواب / * سرافراز و دريادل و كامياب
212
نعمت آماده و اسباب تنعم وافر / * مجلس خاص و طربخانهء عام است اينجا
308
نغمهء ساز سعادت طرب‌افزا شب و روز / * گردش ساغر انعام مدام است اينجا
308
نفير دليران برآمد به اوج / * به هر گوشه مىرفت خون موج‌موج
809
نقش‌بند حُلّهء حورى وحى / * شقه‌باف كسوت صورى وحى
1085
نكرد آن سخن گوش و همچون پلنگ / * ز كين اندرآورد لشكر به جنگ
132
نكردند از ايشان يكى را رها / * كه شاه اين‌چنين گفته بد بارها
170
نكرده بَهر رضاى خداى عزّ و جلّ / * نه چشم سوى غزال و نه گوش سوى غزل
16
نكرده خار سنان را به خون لاله خضاب / * حصار غنچه شده فتح با ذخيرهء زر
555
نكردى هيچ آب از باد فرياد / * قباى گل نگشتى پاره از باد
12
نكردى كسى جنگ و بگريختند / * از ايشان دو باهم نياميختند
74
نكردى هيچ آب از باد فرياد / * قباى گل نگشتى پاره از باد
795
نكند از درندگى توبه / * گرگ تا نشكنند دندانش
421
نكند مار ترك زخم زدن / * تا نكوبند سر به سندانش
421