تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1704

مساهمون:

ص١٧٠٤
گرفت آن شه شيردل ، تَرك بزم / * سپه را روان كرد بر عزم رزم
167
گرفتار خذلان و خسران شويم / * سزاوار لعنت چو شيطان شويم
1311
گرفتم كه باشد جهانى سپاه / * به تنها نهد رو به آوردگاه
1345
گرفتند سقناق را در حصار / * بدان‌سان كه از سختى روزگار
126
گرفتند كوپال و زوبين به چنگ / * نهادند دل بر فنا و به جنگ
666
گرفتند آن لشكر ارجمند / * غنيمت نه چندان‌كه گويم كه چند
670
گرفتند از آن سور هريك نصيب / * امير و فقير ، آشنا و قريب
1268
گرفتندش آخر سپاه مُغل / * نهادند در يال اينال غُل
125
گرفتندشان يكسر اندر ميان / * سواران قاآن صاحب‌قران
1146
گرفته خسرو فيروزه اورنگ / * حصار هندوان ظلمت آهنگ
395
گرفته قلعه و كنده حصار و كشته عدو / * به دست كرده غنايم فزون ز حدّ و شمار
568
گرفته سپرهاى چرم نهنگ / * برافگنده بر گستوان پلنگ
644
گرفته لشكر سلطان آفاق / * بسى مه پيكران از دشت قبچاق
816
گرفته همه زير و بالاى آن / * به ديبا و استبرق و پرنيان
1261
گرفته به كف هر يكى پوستى / * به هردم دلى برده از دوستى
1263
گرم ژرف دريا بود هم‌نبرد / * ز دريا برآرم به شمشير گرد
801
گروه سپه بر سر ملجور / * چو درياى جوشان درآمد به شور
775
گروهى برِ حمله ، كوه شكيب / * گه حمله ، سيل سر اندر نشيب
254
گروهى نه پردل كه يكباره دل / * نه پوشيده آهن كه آهن گُسِل
431
گروهى دلاور چو شير ژيان / * همه دل پر از كين ايرانيان
511
گروهى به درياى كوشش نهنگ / * به مردى ز رستم فزون‌گاه جنگ
559
گروهى همه پردل و پهلوان / * مخالف شكار و ممالك‌ستان
662
گروهى ز جان گشته جوياى كين / * بر ابروى مردى درافكنده چين
1053
گروهى كه هريك به پندار خويش / * گه كين بُد از رستم زال بيش
1054
گروهى دلاور كه هنگام جنگ / * برآرند دندان ز كام نهنگ
1064
گروهى بند يوزان برگشوده / * گروهى تيغ بر گور آزموده
1095
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1704 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى