تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1703

مساهمون:

ص١٧٠٣
گر سر برود ترك كلاهى كم گير / * ور تن نبود برگ گياهى كم گير
1127
گر آيين بدى هيچ آزاده را / * كه كُشتى به تندى فرستاده را
1129
گر نسيم لطف او بر آتش دوزخ وزد / * دلو چرخ از دوزخ آب زمزم و كوثر كشد
1163
گر در اين ماتم نبودى روى خاك از گريه تر / * خسرو سيّارگان مىكرد بر سر خاك راه
1185
گرچه ز گناه جست‌وجو خواهد بود / * وان يار عزيز تندخو خواهد بود
1288
گر از جان ما سود بودى ترا / * نبودى دريغ از تو جان‌هاى ما
1292
گر از آگَهانى در اين نيست شك / * وگر غافلى ليس قولى مَعَك
1305
گر بمانيم زنده بردوزيم / * دامنى كز فراق چاك شده است
1319
گر دو عالم پرسپاه خصم بودى غم نداشت / * كى بيفتد آن‌كه حفظ ايزدش دارد نگاه
1330
گر برفت آن آفتاب از اوج عزت زير ابر / * باد باقى سايهء شه‌زادگان نامور
1331
گر افراسياب است ار اسفنديار / * چه خوانم ورا نزد اين كامگار
1345
گر از روبه و شير سازم مثل / * خرد بر دماغم نهد صد خلل
1345
گرامى دُرّى از درياى شاهى / * چراغى روشن از نور الهى
784
گرامى تنش پاك شسته به آب / * معطر به كافور و مشك و گلاب
1297
گرانمايگان سپاه گزين / * نهادند از اخلاص رو بر زمين
867
گراينده شد هردو لشكر به خون / * علم بركشيدند چون بيستون
316
گرايندهء تاج و زرّين كمر / * نشانندهء شاه بر تخت زر
413
گرچه بسيار از افاضل پيش ازين / * لفظپردازان معنىآفرين
1084
گرد پيرى نشسته بر پشتش / * كثرت سن شكسته دندانش
283
گردش چرخ جز به كام تو نيست / * كوه را تاب انتقام تو نيست
537
گردن چرا نهيم جفاى زمانه را / * همت چرا كنيم به هر كار مختصر
487
گردون فروگشاده كمر از ميان تيغ / * ايام برگرفته زه از گردن كمان
14
گردون چو خاك و خاك چو گردون همىنمود / * از پستى و بلندى آن خندق و حصار
373
گردون فروگشاد كمند از ميان تيغ / * و ايّام برگرفت زِه از گردن كمان
405
گردها كرده چشم گيتى كور / * كوس‌ها كرده گوش گردون كر
520
گُرز خايسك شد و تارك گُردان سندان / * دشت آورد شده كارگه آهنگر
606
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1703 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى