تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1696

مساهمون:

ص١٦٩٦
كه هركس كه دارد چنين كهتران / * ندارد هراس از سپاه گران
82
كه بد پاره فتنه انگيخته / * به حيلت ز پيكار بگريخته
85
كه چنگيز خان كرد كشور خراب / * به پيكار ما دارد اكنون شتاب
88
كه داند كه روز نبرد اين سپهر / * به كين رو نمايد به ما يا به مهر
88
كه فرسنگ دَوْرش چهل ساحت است / * سه بارو به گردش برافراخته است
88
كه دادت فدا هيچ يا نه بگوى / * چنين داد پاسخ امير نكوى
89
كه من نستدم گرچه مىداد چيز / * نكردم قبول از فدا يك پشيز
89
كه از شاه فرزند بسيار داشت / * به جز پنج دختر پسر چار داشت
91
كه با طبع او قوّت داروگير / * برآميخته همچو با آب شير
91
كه از دين احمد مبرّا شويد / * همه بت پرستيد و ترسا شويد
103
كه آورده‌ايم از پى پيشكش / * از ايران به پيش شه شيروش
107
كه مىداشت آن شاه نيكو خصال / * حضور مسلمان مبارك به فال
107
كه اى آفرينندهء دادگر / * به رحمت بر آن بىگناهان نگر
112
كه چنگيز خان بهر كار دگر / * فرستاد ما را بدين بوم‌وبر
116
كه اى كشته تُجّار را بىگناه / * ز تو بهر ايشان منم كينه‌خواه
121
كه ايشان به شوخى نمودند دست / * به يك دم سراسر به پيوند بست
126
كه آن لشكر بىكران همچو سيل / * به هر شهر و قلعه كه كردند ميل
128
كه در استوارى و در خرّمى / * چنان خِطّه نَبْوَد به روى ز مى
129
كه دل را پر از كين سلطان كنيد / * چو زين بوم آهنگ ايران كنيد
132
كه جايى كه دارند دريا و كوه / * كه نبود بر آن دست توران گروه
133
كه با من چه گويند بالا و شيب / * كه تركان جنگى به گاه نهيب
134
كه فردا نماند به ترمذ كسى / * كه بر خان‌ومانشان بگريد بسى
140
كه تا من شما را دهم گوهرى / * درخشنده همچون فلك اخترى
140
كه پور كُهن اگتاىِ شاه نو / * از اين پس شما را بود پيش رو
142
كه ياسا و فرمان چرا نشنويد / * چرا بر ره سركشى مىرويد
157
كه باور كند كز دو مير تمن / * سه كشور شده خالى از مرد و زن
165