تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1693

مساهمون:

ص١٦٩٣
كسى نديده فرازش مگر به چشم ضمير / * كسى نرفته نشيبش مگر به پاى گُمان
1244
كسى را كسى گوشمالى نداد / * مگر عود و تنبور را اوستاد
1267
كسى را كه در دل نباشد وفا / * دريغ است او را كلاه و قبا
1309
كسى را كه سست است پيمان او / * به مردى مردان كه مردش مگو
1317
كسى را كه پيمان نباشد درست / * بر او خلعت مردمى نيست چست
1318
كسى كاو ندارد وفا و سپاس / * سگ از وى بسى بِه ز روى قياس
1318
كشيد از كمين تيغ كين شاه مهر / * بپرداخت ز انجم حصار سپهر
536
كشيدند تير و گشادند شست / * به مردى به دشمن نمودند دست
155
كشيده چيره‌دستان در كمان تير / * چو شير افتاده در دنبال نخچير
1095
كشيده ز هر سو رسن‌هاى دار / * ز بالا به زير از يمين و يسار
1263
كف كريم تو بحرىست در افاضت جود / * كه جز به ساحت تسليم نيست پايانش
900
كفر و اسلام در رهش پويان / * وَحدَه لا شريك لَه‌گويان
112
كفش گفتى ابر است و شمشير برق / * ز باران قهرش به دم ، خصم ، غرق
1143
كفش ابر و در ابر باران جود / * ز باران شده سبز باغ وجود
1342
كَفَش نيل و شيراز ازو رشك مصر / * و زين رشك ، نيلى روان ز اشك مصر
1343
كفل گرد كردند گوران دشت / * مگر شير از آن گورگه دور گشت
704
كفن كرده از پرنيان و حرير / * برآموده كافور و مشك عبير
508
كفن جامه كردند و تابوت جاى / * سپرده به غفران يكتا خداى
1297
كلامم پست و قدرش بس بلند است / * تهىدستيم و كالا ارجمند است
1151
« كلوخ‌انداز را پاداش سنگ است »
826
كُله‌دار تركان زرين كمر / * كمر بسته بر كوه سيمين زِ زر
675
كليد تيغت از فتح عدو بند / * گشاد از حدّ چين تا مرز دربند
646
كم است از سگى آن‌كه نشناخت حق
281
كمالات آن شاه دريانوال / * فزون بوده از هرچه بندى خيال
233
كمالات اين پادشه معنوى است / * نه تنها جهانگيرى و خسروىست
934
كمالى كزو يافت تيغ و قلم / * ز « رستم » نيامد ز « ياقوت » هم
1343