تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1695

مساهمون:

ص١٦٩٥
« كو را به خدا و به خداوند سپردم »
584
كواكب همه سعد و مسعود حال / * مبارك به تأثير و فرخ به فال
230
كواكب به خوبى به هم متصل / * مزاج چهار اسطُقس معتدل
438
كواكب قوى حال و انظار نيك / * سهام و دلايل به يك بار نيك
1264
كوس اذان درداد و آنگه نيزه قامت بركشيد / * شد ز تكبير زبان دشنه دشمن در سجود
542
« كوه از نهيب آنكه مگر صور محشر است »
710
كوه و صحرا ز بس نفير و خروش / * بر طبق‌هاى آسمان زد جوش
799
كوه قاقم زمين حواصل‌پوش / * چرخ سنجاب دركشيده به دوش
825
كه جمله سروران را سرور آمد / * چو تاج از هردو عالم برسر آمد
6
كه آن كس سزاوار شاهى بود / * كه منظور لطف الهى بود
10
كه آنانى كه بر گردون رئيسند / * به زر بر لوح گردون مىنويسند
22
كه ارتاق و كُرتاقشان بود نام / * به ييلاق و قشلاق كرد آن مقام
46
كه فرمان برم چون شوم آن تو / * نپيچم سر از عهد و فرمان تو
48
كه ايشان به مردى و لشكركشى / * به كشورگشايى و دشمن‌كُشى
52
كه نه يادگار گرامى من / * كه هستند فرزند نامى من
62
كه را دشمنى چون قَبُل خان بود / * گرش زنده ماند پشيمان بود
67
كه او را چرا زنده كردم رها / * چه نيكى طمع كردم از اژدها
67
كه كرده است گردون گردان هلاك / * ورا نيست از هيچ‌كس شرم و باك
69
كه ايشان بكشتند برقاق را / * همان هم بقا شاه آفاق را
69
كه بر كشتن دشمنان بُد دليل / * شد اندر كف او عزيزان ذليل
71
كه نزديك آن قوم پرخاش‌خر / * نبُد هيچ سوگند از اين سخت‌تر
73
كه خاصيّت اوست برف و دمه / * مگر لشكر شه بميرد همه
73
كه سرما و برف و دمه گشت يار / * سپاهى كه با بُيروق نامدار
74
كه گر چارهء او نسازى تو زود / * برآرد از اين دودمان تو دود
74
كه در جنگ اگر شه بود پيش دست / * يقين دان كه بر دشمن افتد شكست
80
كه ما همگنان رو به دشمن نهيم / * چو تايانگ خان تن به كشتن دهيم
82
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1695 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى