قورلتاى فرمود وقت بهار / * كه پشت زمين شد چو روى نگار
1014
قوى بود و پشت و دلش هم قوى / * به پيروزىِ دولت خسروى
551
قوى دولت و تيز و گردنكش است / * گه خشم سوزنده چون آتش است
1050
كآفتاب از شرم او رخ زرد بود / * صبح را از شوق او دم سرد بود
581
كاخ سعادتى كه شد از فضل حق بلند / * از منجنيق حيله نيايد بر او گزند
514
كار شمشير آبدار تو است / * شيوهء بَخت كامگار تو است
379
كارداران ز حمل كشور او / * گنجها ريختند بر در او
851
كار اين دولت ز جاى ديگر است / * كشف اين سرّ ، ماجراى ديگر است
1174
كاردانان به كشتى و زورق / * جسر بستند برگدار دزق
491
كارش همه بخت نيك سازد / * وز غصه حسود جانگدازد
446
كارها راست كند عاقل كامل به سخن / * كه به صد لشكر جرّار ميسّر نشود
292
كارى كه شد ز دولت او در ديار گُرج / * ز ابن سبكتكين نشد اندر بلاد هند
1210
كاز اين پس همه نوبت ماست رزم / * ترا جاى تخت است و هنگام بزم
428
كامروز هر نثار كه كمتر ز جان بُوَد / * نه درخور جلالت اين آستان بود
880
كان نه بحرىست كه پايان و كنارى دارد
240
كان سيهدل كه شد از جام هوا مست غرور / * فتنهانگيزتر از غمزهء خوبان گردد
800
كان را كه هست حفظ الهى نگاهبان / * از گردش سپهر نيايد بر او زيان
514
كان را كه خداى برگزيند / * جز بندگيش نكو نباشد
711
كاى شاه تاج و تخت [ و ] نگينت خجسته باد / * دورانت از حوادث ايّام رسته باد
18
كاى دوست هر آن كام كه جستيم روا شد / * هر وعده كه ايّام به ما داد وفا شد
161
كاى ميوهء باغ دل چنين مستعجل / * چون افتادى ز شاخ اقبال به گِل
1185
كاى حسن نُغولهء تو بيغولهء دل / * خاك قدمت بستر قيلولهء دل
1265
كايّام گل است و بس نماند مى خور / * گل خود چه كه تا نفس نماند مى خور
115
كاين چنين ميوهاى بود بارش / * عقل حيران ازو و آثارش
860
كبوتر را عقاب آموختى پند / * به جان ميش خوردى گرگ سوگند
13
كبوتر را عقاب آموختى پند / * به جان ميش خوردى گرگ سوگند
795