غو و هاىوهوى از دو لشكر بخاست / * جهان پردها دِه شد از چپّ و راست
314
غُوِ كوس و ناى نبردى بخاست / * زمين گرد شد گشت با چرخ راست
1066
فتادند پانصد مسلمان به هم / * همه بارشان زرّ و مشك و درم
108
فتادند در شهر خِيل مغل / * برافتاد بنياد مردم به كل
588
فتح بينى كه با زبانهء او / * چون سمندر همىكند بازى
271
فتح و ظفر ملازم و اقبال و بخت يار / * در سايهء محافظت لطف كردگار
378
فتح سوى يمين و سعود سوى يسار / * سپهر پيش ركاب و زمانه زير عنان
390
فتد بر سرش قاهرى كامياب / * شود او گرفتار و ملكش خراب
1128
فتنه در ايام تيغش ناپديد / * گنج هر مقصود را كلكش كليد
1085
فتوح سوى يمين و سعود سوى يسار / * سپهر پيش ركاب و زمانه زير عنان
506
فخرىست بندگان را در بندگى سلطان / * ورنه چه آيد از مور شايستهء سليمان
688
فدا يك پسرزادهء ماهوش / * بر شاه بُرد از پى پيشكش
90
فراز كمرها به سان پلنگ / * سپاه انجمن شد به آيين جنگ
771
فراز قمّهء كيوان رواق آن نَزَه ايوان / * فرود چَنبر سقفش طلوع جبههء شعرى
848
فرازندهء رايت خسروى / * فروزندهء تخت كيخسروى
19
فرازندهء سقف گردان سپهر / * فروزندهء شمع رخشان مهر
880
فراموش كردى مگر آن نبرد / * كه از ملك و مالت برآورد گرد
801
فراوان سپاه مغول كُشته شد / * تو گويى كه لشكر به خون كشته شد
142
فراوان بكشتند قبچاق را / * فراموش كردند ميثاق را
166
فراوان زر و گوهر افشاندند / * بر او مدحت و آفرين خواندند
677
فراوان از ايرانيان كشته شد / * بسى سركش از جنگ سرگشته شد
717
فراوان سپه جمع شد بيش ازين / * نديده كسى لشكرى پيش ازين
925
فرد بودى قبهگر گردون نبودى ثانيش / * طاق بودى طاق اگر جفتش نبودى كهكشان
989
فردا كه هركسى به شفيعى زنند دست / * ماييم و دست و دامن اولاد مصطفى
391
فرستاد ايلچى تموچين به او / * كه با ما چه سر دارى اى نامجو
78
فرستاد پيغام كاى سرفراز / * به فرخنده روى تو دارم نياز
86