تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1681

مساهمون:

ص١٦٨١
ضبط احوال سلاطين كرده‌اند / * هم به نثر و هم به نظم آورده‌اند
1084
ضميرش ز الهام تلقين نيوش / * زبان ، ترجمان پيام سروش
1342
طاقت فوجى از آن‌كه راست كه طوفان / * صد يك از آن بود و غوطه داد جهان را
924
طالع عالم شده ميمون به نيكو اخترى / * منتظم شد سلك مُلك و دين به و الا گوهرى
762
طاووس بوستان رسالت كه جبرئيل / * هنگام وحى بلبل دستان‌سراى اوست
5
طبق بر دست مرواريدريزان / * گهرچينان شده افتان و خيزان
681
طراز سر نامه بود از نخست / * به نامى كزو نامه‌ها شد درست
801
طرازندهء پيكر آفتاب / * نگارندهء نقش ما را بر آب
227
طرب عروس و دل خلق عالمى داماد / * سرود تهنيت و پرده‌ساز فتح و ظفر
862
طريق مدارا و راه ستيز / * كزان امن خيزد و زين رستخيز
1068
طلب كرد سلطان صاحب‌قران / * گرامى خود را چو مىشد روان
686
طلب هيچ جز نام نيكو مكن / * كه اين نيكنامى نگردد كُهُن
793
طلب كرد و بگرفت اندر برش / * به صد مهر بوسيد چشم و سرش
850
طلب كرده اشراف ايام را / * ندا داده هم خاص و هم عام را
1257
طلبكار تواند اى نور قدسى / * زمين و آسمان و عرش و كرسى
30
طناب عمرشان اندر سلامت / * به هم پيوسته بادا تا قيامت
15
طوفان از آن ديار برآمد ، تو گفتى ابر / * آن دم شنيده بود صداى دعاى نوح
314
طوفان روان و رعد خروشان و برق تيز / * وز دود ابر ديدهء انجم سرشك‌ريز
1172
ظاهرش مشغول نظم ملك و دين / * جان انيس حضرت جان‌آفرين
1085
ظفر هم‌عنان نصرت اندر ركاب / * ز بخت جوان خرّم و كامياب
268
ظفر جويى به گرد مقبلان گرد / * كه زود از مقبلان مقبل شود مرد
272
ظفر ملازم و دولت قرين و نصرت يار / * قوى به طالع فرخنده ، پشت استظهار
277
ظفر قرين و فلك بنده و ملك داعى / * اميد تازه و دولت قوى و بخت جوان
390
ظفر همعنان و سعادت قرين / * غجرچى همه راه ، فتح مبيين
425
ظفر بر يمين نصرتش بر يسار / * قلاوز ره ، لطف پروردگار
780
ظفر همعنان نصرتش رهنماى / * ز گرد سپاهش هوا مشكساى
850
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1681 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى