تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1679

مساهمون:

ص١٦٧٩
شه آسوده‌تر شد ز گفتارشان / * نوازشگرى كرد بسيارشان
867
شه شرق در قلب چون نرّه شير / * چو كوه روان خنگ جنگى به ريز
868
شه پاك دين در مقام نياز / * همىگفت با داور پاك ، راز
927
شه است ظلّ خدا ، زان دهد سزا و جزا / * به قهر و لطف بد و نيك زيردستان را
1010
شه شيردل خسرو پيل‌تن / * در آن داورى گفت با خويشتن
1062
شه و لشكر چو شيران شكارى / * شكارافكن روان اندر صحارى
1095
شهاب صولت و دريا شكوه و باد نهيب / * زمانه بسطت و گردون‌توان كوه شكيب
543
شهان و مهان و سران سپاه / * شده انجمن بر در پادشاه
437
شهر شيراز است يا رب يا گلستان ارم / * يا نگارستان چين يا روضهء باغ جنان
15
شهسوران روز و شب سرگشته در ميدان غم / * در فراق او به جاى گوى مىبازند سر
1330
شهش گفت تا بر سر آن سپاه / * ستاد از گه شام تا صبحگاه
774
شهش تربيت كرد و دادش مثال / * كه در قلعه هم او بُوَد كوتوال
780
شهش گفت حكمت چه باشد در اين / * كه من خواب ديدم دو نوبت چنين
782
شهنشاه سرير ( قابَ قُوسَين ) / * امام انبيا سلطان كونين
5
شهنشاه توران سپاهى كشيد / * كه چشم فلك طول و عرضش نديد
684
شهنشاه ديندار صاحب‌قران / * خديو فلك قدر گيتىستان
803
شهنشاه ابو الفتح نصرت قرين / * ملاذ سلاطين روىِ زمين
933
شهنشاهى كه مأوايش بهشت جاودان آمد / * « وداع شهريارى كرد » و تاريخش همان آمد
1294
شهنشه چو آب از هوا بست يخ / * بشد با سپاهى چو مور و ملخ
85
شهنشه پسنديد گفتارشان / * بها كرد در پيش خود بارشان
107
شهنشه چو شايسته بيند پسر / * سزد گر برآرد به خورشيد سر
489
شهنشه بسى آفرين خواندش / * به جايى سزاوار بنشاندش
631
شهنشه مر او را نوازش نمود / * بسى آفرين كرد و حرمت فزود
645
شهنشه را خطاب شاهزاده نشاط / * افزود و شد خاطرگشاده
648
شهنشه تكيه زد بر مسند ناز / * به عشرت رنج‌سوز و گنج‌پرداز
680
شهنشه مثل زد كه نخجير خام / * به پاى خود آن بِه كه آيد به دام
798
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1679 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى