سپاه از دو جانب درآمد به جنگ / * ز هر سو روان گشت تير خدنگ
690
سپاه پراكنده را جمع كرد / * زمين آهنين شد هوا لاجورد
694
سپاه جهانگير صاحبقران / * چو بشتافتند از پى دشمنان
726
سپاه اندرآمد چنان چون سزد / * همه بوموبر خيمه بر خيمه زد
760
سپاه از دو جانب صف آراسته / * زمين آسمانوار برخاسته
807
سپاه ظفر پيشه بشتافتند / * ندادند امان هر كرا يافتند
1039
سپاهش به هر شهر كاهنگ كرد / * ز بوموبَرِ آن برآورد گرد
87
سپاهش چو آهنگ ايلغار كرد / * ولايات ياغى نگونسار كرد
427
سپاهش همه كشته يا دستگير / * زن و كودكانش به خوارى اسير
626
سپاهى روان شد سوى يوز كند / * به يك شب گرفت و به يك روز كند
126
سپاهى چو مور و ملخ بىشمار / * رسيدند ناگه به شهر حصار
129
سپاهى ز توران به ايران رسيد / * كه از گردشان شيد شد ناپديد
254
سپاهى چو مور و ملخ بىشمار / * رسيدند ناگه به شهر و حصار
394
سپاهى سراسر چو غرّنده ميغ / * به جنگ اندرون همچون برّنده تيغ
419
سپاهى ز ريگ بيابان فزون / * وز انديشهء هر محاسب برون
431
سپاهى گران يكدل و كينهجو / * سوى توقتمش اغلن آورده رو
462
سپاهى كه شد قلب ازو ارجمند / * كه داند خود او را كه چون بود و چند
464
سپاهى شمارش برون از حساب / * كران تا كران جهان چون سحاب
465
سپاهى چو مور و ملخ بىشمار / * همه تيغداران خنجرگزار
489
سپاهى ز تركان بيامد گزين / * همه تيغداران خاور زمين
490
سپاهى بجنبيد كز حصر آن / * يقينم كه عاجز بماند گمان
511
سپاهى كه دريا و صحرا و كوه / * شد از نعل اسپان ايشان ستوه
549
سپاهى به كثرت فزون از شمار / * ظفر پيشگان تسلط شعار
644
سپاهى همه صفدر و رزمساز / * دليران گردنكش سرفراز
645
سپاهى سبك حملهء تيز جنگ / * گشاده به كين جستن خصم ، چنگ
645
سپاهى سرافراز گيتىفروز / * سواران جنگآورِ كينهتوز
646