زمين تا آسمان خورشيد تا ماه / * به تركستان فضلش هندوى راه
3
زمين و آسمان و ماه و خورشيد / * سپهر و انجم و بهرام و ناهيد
27
زمين آمد از نعل اسبان به جوش / * به ابر اندرآمد سنان خروش
55
زمين از خون مردان موجزن گشت / * سپرها خشت و جوشنها كفن گشت
255
زمين گشت خورد و جهان شد سياه / * بلرزيد مهر و بترسيد ماه
394
زمين را سراسر همه صحن خاك / * بشُست آب شمشيرش از ظلم پاك
404
زمين باغ فردوس ديدار شد / * هوا ابر بارنده دينار شد
435
زمين سربهسر شيره در شيره شد / * جهان گشته حيران فلك خيره شد
437
زمين را ز خون بازنشناختند / * همى اسب بر كشتگان تاختند
480
زمين آن سپه را همىبرنتافت / * بر آن بوم كس جاى رفتن نيافت
490
زمين گشت جنبان چو ابر سياه / * تو گفتى همىبرنتابد سپاه
491
زمين شد به كردار كشتى بر آب / * تو گفتى سوى جنگ دارد شتاب
499
زمين را زِ خون بازنشناختند / * همى اسب بر كشتگان تاختند
535
زمين خرد شد زير سم ستور / * گرفته جهان يكسر آشوب و شور
559
زمين شد غبار و برآمد به اوج / * جهان گشت بحر و درآمد به موج
666
زمين گلشن از پايهء تخت اوست / * زمان روشن از پرتو بخت اوست
675
زمين كوه تا كوه پرخون كنم / * ز خونشان جهان رود جيحون كنم
804
زمين بوسه دادند در بزم شاه / * كه خالى مباد از تو تخت و كلاه
844
زمين و فلك چون منش بندهاند / * به تسليم خدمت سرافكندهاند
970
زمين را به لب نقشبندى نمود / * ثنا گستريد و ستايش فزود
1015
زمين با مه از گرد همراز شد / * دَر حشر پنداشتى باز شد
1069
زمين و زمان گشته پرخاشجوى / * ز خون درهم افتاده بسيار جوى
1071
زمين چون ديگ بر آتش خروشان / * ميان استخوان مغز جوشان
1098
زمين را به كندن گرفتند پاك / * شد آنجاى هامون سراسر مغاك
1136
زمين شد ز رومى چو درياى نيل / * جهانجوى با تيغ و كوپال و پيل
1147
زمين خرّم است و زمان شادمان / * به فيروزى شاه صاحبقران
1156