تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1661

مساهمون:

ص١٦٦١
ز بس ابر و برف اندر آن پهن‌دشت / * تو گفتى فلك ده زمين گشت هشت
1283
زده تكيه صاحب‌قران كامياب / * چون بر طارم چارمين آفتاب
437
زده هر طرف خيمه و سايه‌بان / * سه فرسنگ راه از كران تا كران
672
زده هر طرف خيمه و سايه‌بان / * دو فرسنگ ره از كران تا كران
790
زده بارگاهى بريشم طناب / * ستونش زر و ميخش از سيم ناب
819
زده خيمه‌هاى بَريشم طناب / * در او فرش زربفت بيش از حساب
1257
زر و نعمت و گله‌ها و رمه / * بديشان ببخشيم يك سر همه
53
زر و دُرّ و گوهر فزون از قياس / * بياورد گنجور گوهرشناس
183
زر و مال عالم در آن روزگار / * تو گفتى زمرد بُد و دزد ، مار
232
زر و گوهرش بر سر افشاندند / * ورا شاه صاحب‌قران خواندند
403
زر و زيور و گوهر شاهوار / * وزان گونه چيزى كه آيد به كار
434
زر و جامه و گوهر شاهوار / * ببخشيد بيرون زِ حدّ و شمار
438
زرِ كانى و نقرهء زيبقى / * كه مهتاب را داد بىرونقى
817
زره جامه‌شان روز و شب جاى زين / * زمين پشت اسب و هوا گرد كين
258
ز گردان جهان را بپرداختند / * بسى را ز كوه اندر انداختند
580
زمام ارادت به او داده بود / * كزو سوز در جانش افتاده بود
1334
زمان تا زمان از سپهر بلند / * به فتح دگر باش فيروزمند
716
زمان تا زمان از سپهر بلند / * به فتحى دگر باش فيروزمند
945
زمان تا زمان رفته و آورده پيش / * خورش‌هاى الوان ز اندازه بيش
1267
زمانه برگ عشرت ساز كرده / * فلك درهاى دولت باز كرده
681
زمانه زبان بشارت گشاد / * صدا در خم سقف گردون فتاد
735
زمانه سراسر به او زنده باد / * خرد بخت او را فروزنده باد
1157
زمانى ز شغل جهان بگذريم / * به مرجان پرورده ، جان‌پروريم
938
زمانى ز شغل جهان بگذريم / * به مرجان پرورده جان‌پروريم
1112
زمانى همايون كنند اختيار / * سزاوار آن كار فرخنده بار
1264
زمستان و بارندگى روز و شب / * برآورده از جان فغان از تعب
1218