تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1648

مساهمون:

ص١٦٤٨
ز اطراف شاهان و گردنكشان / * رسيده به درگاه صاحب‌قران
409
ز پس تير و از پيش درياى آب / * روان در نهيب و اجل در شتاب
413
ز ريگ بيابان فزون از شمار / * به رزم اندرون شير دشمن شكار
419
ز آسيب گوش و سمش گاه تك / * نشان بر رخ ماه و پشت سَمَك
424
ز زخم تبرزين و كوپال و تيغ / * ز دريا برآمد يكى سُرخ ميغ
427
ز درياى خانى گزين گوهرى / * فرشته نهادى پرى پيكرى
429
زِ جانبدارى و تعظيم و اعزاز / * فرونگذاشت چيزى آن سرافراز
434
ز دينار و ياقوت و مشك و عبير / * ز ديباى زربفت و خزّ و حرير
434
ز چينى نسيج و خطايى پرند / * گذشته ز اندازهء چون و چند
434
ز پوشيدنى و ز گستردنى / * ز هرچيز كان بود آوردنى
434
ز ديبا تُتُق بسته گرد اندرش / * پر از گوى عنبر سر و چنبرش
437
ز گُردان و جنگاوران سى هزار / * برفتند جويندهء كارزار
450
ز بهرش گزين مرقدى ساختند / * به آيين شاهان بپرداختند
457
ز انبوه و كثرت چو مور و ملخ / * گرفتند كوه و بيابان و شخ
462
ز خاكش بستر و خاشاك بالين / * به تلخى شسته دست از جان شيرين
463
ز بس جنبش لشكر بىكران / * زمين گشت جنبان‌تر از آسمان
464
ز زخم سم لشكر دست راست / * ز كوه و كمر بانگ و فرياد خاست
464
ز گوشَت نيايد به سوى دماغ / * ز قرآن مگر نصّ ( الّا البلاغ )
475
ز بازيچهء چرخ گيتىفروز / * كه پيروز گردد كه برگشته روز
478
ز چاك تبرزين و جَرّ كمان / * زمين گشت لرزان‌تر از آسمان
480
ز بس خوف و غيرت ز غم جان نبرد / * سراسيمه گشت و به زارى بمرد
481
ز مه تا به ماهى برآمد غريو / * كه پيروز شد شاه گيتى خديو
482
ز توران دليران پرخاش‌جو / * شتابان به ايران نهادند رو
489
ز جيحون بر آن پل به عون إله / * گذشتند بىوهم ، توران سپاه
489
ز اسب و ز مال و ز گستردنى / * سپه گشت از بس غنيمت غنى
489
ز ختلان و از ترمد و ويسه‌گرد / * ز هر سو شده لشكرى گُشن گرد
490