تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1637

مساهمون:

ص١٦٣٧
دست جور و در عدالت و داد / * آن يكى بست و اين دگر بگشاد
851
دست مدار از كمر مقبلان / * سر مكش از خدمت صاحبدلان
972
دستى كه قوى گشت به ياران موافق / * در گيسوى معشوق امل حلقه‌گشا شد
161
دشمن چو به دست آمده از پاى درآور / * تا باز به دندان نبرى دست ندامت
308
دعاگوى اين دولتم بنده‌وار / * خدايا تو اين سايه پاينده دار
243
دعاى خلايق ز كِه تا به مِه / * زده حلقه گِردش به جاى زره
1345
دف شكسته زهره و تير از كمان افتاده دور / * قدسيان كرده سياه آيينهء مه را به آه
1330
دگر صنف‌هاى قبايل همه / * بدان شاه گشتند مايل همه
86
دگر روز كاين شاه انجم‌پناه / * به پرتو بپوشيد رخسار ماه
123
دگر هركه بُد پير و پيكارجو / * ز خونش روان شد در آن دشت‌جو
143
دگر روز كين تُرك سلطان شكوه / * ز درياى چين كوهه برزد ز كوه
316
دگر روز كاين گنبد لاجورد / * برآورد و بنمود ياقوت زرد
354
دگر روز چون گنبد لاجورد / * برآورد و بنمود ياقوت زرد
498
دگر روز چون چشمهء آفتاب / * فروشست از چشمه‌ها گرد خواب
498
دگر روز چون خسرو خاورى / * برآمد بر اين كاخ نيلوفرى
654
دگر ره به فرمان صاحب‌قران / * ببستند گردان توران ميان
696
دگر بر فرق چرخ سركشيده / * نهادند اين كلاه زر كشيده
711
دگر روز چون شاه نيلى حصار / * نبرد رايت آل بر كوهسار
782
دگر هفته روزى پسنديده جست / * كزو فال فيروزى آيد درست
820
دگر جمع قصّاب در طور خويش / * گرفته بسى شيوهء طرفه پيش
1262
دگر هرچه كردند از نيك و بد / * كس انگشت طعنى به حرفى نزد
1267
دگر باره شد چشم‌ها سيل‌بار / * چو باران كه بارد به وقت بهار
1303
دگر روز چون مهر كرد آشكار / * رخ از كِلّهء سبز گوهرنگار
1312
دگر شد به آيين زمان و زمين / * ز فوت شهنشاه دنيا و دين
1323
دگر ره به عالم درآمد خروش / * فلك را ز بس ناله كر گشت گوش
1328
دگرها چه گويم كه نفكند چشم / * كسى سوى بلّور و مرجان و يَشم
1261