درفشش چو دشمن ببيند ز دور / * دلش ماتم آرد به هنگام سور
667
درگهش قبلهء حاجات خلايق بودى / * حضرتش مَلْجأ ارباب حقايق بودى
10
درم ريختند از كران تا كران / * هوا گشت ابر جواهرفشان
1265
دروغ است كين و هم كوتاهبين / * فلك را نهد كارساز زمين
970
درون تموچين از آن شد دژم / * كه او لشكر خويشتن ديد كم
75
درون و برونش مغرّق به زر / * مرصّع به ياقوت و دُرّ و گهر
437
دريا و كوه را بگذاريم و بگذريم / * سيمرغوار زير پر آريم بحر و بر
487
دريغ آن خديو رعيتنواز / * قراجار نويان گردن فراز
207
دريغ آن جهانگير با دين و داد / * كه شد همچو گل در جوانى به باد
456
دريغ آنچنان خسرو كامگار / * كه رفت و سرآمد بر او روزگار
456
دريغ آن سر و افسر شهريارى / * دريغ آن قد و قامت پهلوانى
1184
دريغ آن شهنشاه صاحبقران / * جَمِ تاجبخش ممالكستان
1294
دريغ آنكه ديگر نيايد زمين / * به صد قرن شاهى به آن داد و دين
1294
دريغ آنكه ديگر نبيند سپهر / * نظيرش در آيينهء ماه و مهر
1294
دريغ آن خداوند ديهيم و تاج / * كزو بود آيين دين را رواج
1294
دريغ آن جهاندار پاك اعتقاد / * صلاح و پناه بلاد و عباد
1294
دريغا كه پژمرده شد ناگهانى / * گل باغ دولت به روز جوانى
1184
دريغا كه خورشيد اوج جلالت / * چو صبح دوم بود كم زندگانى
1184
دريغا سوارى كه جز صيد دلها / * نمىكرد بر مركب كامرانى
1184
درين جشن كس را نگوييد سخت / * اگر تيره روز است و گر نيكبخت
1267
درين بارگاهش بلندى بود / * بر سروران ارجمندى بود
1282
درين كار از آنرو رضا داشتيم / * كه خير همه خلق پنداشتيم
1311
دِز تودهء خاك و اهل دِز جمله هلاك / * اى بخت خجسته أحسن اللّه جزاك
494
دزى بود كش خواندندى سفيد / * بدان دز بُد ايرانيان را اميد
708
دزى بود با آسمان همنورد / * نبرده كسى نام او در نبرد
720
دست زد و تيغ ظفر بركشيد / * غلغل تكبير به گردون رسيد
565