درآمد به زين شاه گيتىنورد / * ز هامون به گردون برآورد گرد
832
درآمد چنگل شاهين به تاراج / * نه طوطى ماند بر بالا نه درّاج
975
درآمد ز هر جانبى لشكرى / * روان گشت جيشى ز هر كشورى
996
درآمد به خلوتسراى نياز / * همىگفت با داور پاك راز
1271
در آن قسمت كه بخششها نمودند / * دو ابراهيم را رتبت فزودند
243
درآورد لشكر به گردش چنان / * كه زِه بود رود و سپاهش كمان
158
درآورده خرطوم پيلان به هم / * چو ماران خم اندر فكنده به خم
1054
در اسمش اشارت بدين هردو است / * لقب بىگمان ز آسمان نازل است
933
درافگند خود را در آن كارزار / * چو شيرى كه گور افكند در شكار
356
دراهاى هندى درآمد به جوش / * ز ايوان كيوان گذشته خروش
928
دراى شتر خاست از كوچگاه / * سرآهنگ لشكر درآمد به راه
833
درختانش سر دركشيده به سر / * چو خطّ دبيران يك اندر دگر
1006
درختى است گفتى روان قلعه كن / * ز آهن ورا شاخ و برگ از رسن
1078
درختىست عصيان صاحبقران / * كه بارش هلاك است و رنج و هوان
617
درخشنده شمعى برآمد ز ميغ / * ز خور تاج بِستد ز مريخ تيغ
404
درخشنده تيغت عدو سوز باد / * درفش و سنان از تو پيروز باد
649
« درخشنده چون ماه ناكاسته »
803
درخشنده تيغت عدو سوز باد / * درفش و سنان از تو فيروز باد
919
درخشيدن ماه چندان بود / * كه خورشيد تابنده پنهان بود
683
درخشيدن تيغ افراشته / * چراغى به راه اجل داشته
776
دردا كه مصر عصمت و حشمت خراب شد / * وان نيل فضلگستر دولت سراب شد
529
دردا كه دل از حادثه غمناك افتاد / * در ديدهء سيل بار خاشاك افتاد
1185
درستِ مغربى خور نهاد بر رويش / * سپهر چونكه به آن ماه پاره درنگريد
235
درشتى و نرمى نمودم ترا / * بدين هردو قول آزمودم ترا
802
درفش تُكَل را به دو نيم كرد / * دل رزمجويان پر از بيم كرد
280
درفش درفشان شاه سعيد / * مقارن به تأييد ربّ مجيد
1305