در آن روز تا شب يكى جنگ بود / * كه از گردشان روز شب رنگ بود
82
در آن جنگ تايانگ مجروح شد / * تنش گويى از ضعف بىروح شد
82
در آن تيره شب از سپاه مُغل / * برافتاد بنياد ايشان به كل
82
در آن بوم چندان سپه گستريد / * شد از گرد او روز و شب ناپديد
90
در آن ملك از او تنگى آمد پديد / * از او مرغ و ماهى به سختى رسيد
104
در آن روز سلطان گردون سرير / * به يك تاختن خواست شد دستگير
116
در اين گفتوگو بود خوارزمشاه / * كه پيدا شد ابرى ز گرد سپاه
134
در اين فكر بودند كامد خبر / * كه رى را جبه كرد زير و زبر
136
در آن بوم يك هفته با كارزار / * مغل غالب آمد سرانجام كار
166
در آن لشكرى كشته كافتاده بود / * سه مرده به فرق سر استاده بود
167
در آن تختگه را يكى قصر ساخت / * ز خاكش به سقف فلك برفراخت
178
در ايام او فتنه نگشاد دم / * نگشت از ستم خاطر كس دُژَم
209
در گردش اين سپهر ناپيدا غَوْر / * جامى است كه جمله را چشانند به دور
212
در ايام شاهى همه داد كرد / * به داد و دهش كشور آباد كرد
213
در ايام او فتنه كوتاه دست / * ز سعيش اساس ستم گشته پست
214
در جهان ملك جاودانش باد / * خود چنين ملك جاودانش باد
222
در احكامِ هفت اختر آمد پديد / * كه دنيا به دو داد خواهد كليد
238
در رنج توان يافت بزرگى و بلندى / * نرگس شرف تاج زر از رنج سَهَر يافت
282
در آن روز بس كز عدو كشته شد / * بيابان همه پشته بر پشته شد
298
در آن حال شد بىتوقف سوار / * به نيروى تأييد پروردگار
364
در آن دشت جاى نشستن نماند / * همان موضع اسپ بستن نماند
393
در آهنگ چون شير غرّنده بود / * گه جنگ شمشير برّنده بود
394
در اين باغ هر شاخ كاو سركشيد / * سرش زد به شمشير و بيخش بريد
404
در اول عزيمت سوى بلخ كرد / * همه عمرِ دشمن ز غم تلخ كرد
404
در آن بزمگه شادى آراستند / * مهان را بخواندند و مىخواستند
437
در آفاق كشورگشايى كند / * جهان در جهان پادشايى كند
470