تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1629

مساهمون:

ص١٦٢٩
خروش آمد و نالهء كرّناى / * همى كوه را دل برآمد ز جاى
689
خروش ارغنون و نغمهء چنگ / * رسانيده به گوش زهره آهنگ
718
خروش رُوا رو به كيوان رسيد / * ز گرد سپه شد جهان ناپديد
868
خروش آمد از كودك و مرد و زن / * همه پير و برنا شدند انجمن
1037
خروش خلايق به گردون رسيد / * تو گفتى كه صور قيامت دميد
1082
خروشان كه شير و پلنگ و نهنگ / * پياده درآيند هر سه به جنگ
279
خروشان و جوشان گروها گروه / * گه حمله باد و بر حمله كوه
533
خروشان و جوشان گرفته به چنگ / * كمان كيانى و تير خدنگ
659
خروشان سوار و درفشان سنان / * سرافشان شده تيغ گردنكشان
732
خروشى برآمد ز هردو طرف / * كه لعلى شد از بيم دُرّ در صدف
369
خروشى برآمد كه كيوان شنيد / * تو گفتى كه صور قيامت دميد
1074
خستهء تيغ حوادث بر فراش رنج و غم / * گو بمير از درد نوميدى كه درمان غايب است
1329
خسرو تاج‌بخش چرخ سرير / * شاه عالم‌پناه كشورگير
216
خسرو دين‌پرور صاحب‌قران / * چون به غزا بست كمر در ميان
565
خسك لاله شد سنگ لعل و گهر / * گيا كيميا گشت و شد خاك زر
1257
خشم او بغداد را معدوم كرد / * دولتش آهنگ تخت روم كرد
1140
خضر خضراپوش عالى در ركوع و در سجود / * در مصلّايش ز طاعت نيست خالى يك زمان
15
خضر خواجه كاو جَته را بُود خان / * چو بُگريخت از بيم صاحب‌قران
626
خطا در خط از تيغ بر خال او / * مشرّف جهان از سيورغال او
14
خطابى سراسر عتاب و ستيز / * چو تيغى به الماس كين كرده تيز
1029
خطايى عجب كرد صاحب خرد / * عجب نَشمُرَد گر نكو بنگرد
1042
خطّش همه را به بندگى مىخواند / * خوش‌خوان‌تر از اين خط ننوشته‌ست كسى
17
خفتان ز رضا گزين ، حصار از تسليم / * با خيلِ حوادثت چو افتد پيكار
485
خلاف وصاياى شاه از شما / * بغايت غريب است و بس ناسزا
1309
خلافت كه ظلّ خدايى بود / * شهى راست كاين آشنايى بود
934
خلافش در انديشهء كس نگشت / * كه جان را وصال تنش بس نگشت
231