خدا ترس را بر رعيّت گمار / * كه معمار مُلك است پرهيزگار
793
خدا مهربان است بر دادگر / * ببخشاى و بخشايش حقنگر
793
خدا داد فرصت شهنشاه را / * هزيمت درافتاد بدخواه را
812
خداوند روم و خداوند چين / * خداوند ايران و توران زمين
9
خداوند تاج و خداوند تخت / * جهاندار و بيدار و فيروزبخت
19
خداوند كل آشكار و نهان / * نهان آشكارا به نزدش عيان
227
خداوند خورشيد و گردنده ماه / * فروزندهء تاج و تخت و كلاه
942
خداوند هند و خداوند چين / * خداوند توران و ايران زمين
1156
خداوندا نگهدار از زوالش
240
خداى جهانآفرين ياورش / * همه خسروان جهان چاكرش
231
خداى عزّ و جل را به ضمن هرچه كند / * لطيفهايست كه كس را از آن خبر نبود
281
خداى جهان را ستايش نمود / * به درگاه او دست حاجت گشود
503
خدايا به رحمت نظر كردهاى / * كه اين سايه بر خلق گستردهاى
243
خدايا ز آسيب عين الكمال / * نگهدار اين شاه را لا يزال
934
خدايا تا بود گاه انابت / * ز محتاجان دعا وز حق اجابت
1152
خدايا چه گويم سپاس ترا / * عطاى برون از قياس ترا
1272
خدايت به هر كار يارى دهاد / * ز چشم بدان رستگارى دهاد
647
خدايى كه هستى مر او را سزاست / * بجز هستى او فنا در فناست
227
خدايى كه اميّد و آرام ازوست / * دل مرد جوينده را كام ازوست
801
خدايى كه بالا و پست آفريد / * زِبَردست هر دست ، دست آفريد
1028
خدايى كه عالم به فرمان اوست / * زمين و زمان غرق احسان اوست
1029
خدايى بُوَد اينچنين كارها / * خداى آزمايى نباشد روا
1049
خدنگ از دل جنگيان ، كينهتوز / * سپر مغز كاف و سنان سينهدوز
542
خدنگش به كورى دشمن روان / * ربايد ، ز اعداى ملت ، روان
229
خدنگش الف از خَم نون و دال / * روان كرد بر سينهء بدسگال
303
خدنگى كه پيكانش الماس بود / * زره پيش او همچو قرطاس بود
732