تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1606

مساهمون:

ص١٦٠٦
جهان شد چو درياى شوريده موج / * روان گشته دريادلان فوج‌فوج
751
جهان گشت پرداروگير نبرد / * شد از وهم رخسار خورشيد زرد
761
جهان خرد آصف جم نگين / * وزير فلك مرتبت سيف دين
778
جهان در جهان شيره بود و شراب / * خورش‌هاى الوان برون از حساب
779
جهان باد يكسر به فرمان او / * خداوند عالم نگهبان او
779
جهان گشت از آن اتفاق گزين / * پر از عشرت و بهجت و آفرين
783
جهان تا جهان‌خوان و دستارخوان / * برآراسته شيره‌ها بىكران
791
جهان در جهان لشكر آراسته / * ز كوس و گورگه فغان خاسته
800
جهان در جهان شيره در شيره بود / * زمين آسمان شيره انجم نمود
845
جهان پرسراپرده و بارگاه / * گذشته سر خرگه از اوج ماه
856
جهان جوان شد از آن اجتماع بار دگر / * عروس دولت فرخ‌لقا كشيد بِه بر
862
جهان از كران تا كران زان تست / * سر ما همه زير فرمن تست
879
جهان گو ، مجو مثل اين نامجو / * مگر هم ز نسل همايون او
933
جهان شد پرآوازهء فتح شاه / * ز هر جانبى تا به يك ساله راه
937
جهان‌آفرين از تو خشنود باد / * تن بدسگال پر از دود باد
955
جهان بود يكسر كران تا كران / * پرآوازهء فتح هندوستان
980
جهان كاروان شاه سالار بود / * در آن كاروان بار بسيار بود
995
جهان از جور چرخ چنبرى پير / * ز گرد برف شيبت كرده چون شير
1009
جهان شد ز بس جيفهء زخمدار / * چو كوهى كه باشد همه چشمه‌سار
1022
جهان گشت بر جان خصمان بنفش / * فكندند يكسر سلاح و درفش
1055
جهان نعرهء مرد جنگى گرفت / * خور از رنگ خون چهره رنگى گرفت
1066
جهان پاك چون تيره دوزخ نمود / * در او تيغ چون آتش و شب چو دود
1076
جهان پاك از آتش چنان برفروخت / * كه زير زمين گاو و ماهى بسوخت
1083
جهان بادا به فرّ اين جهانبان / * ممتّع جاودان از عدل و احسان
1152
جهان بىثبات است تا بُود دايم / * چنين بوده آرى سرايى است فانى
1184
جهان در جهان جانور فوج‌فوج / * چو بحرى كه از جان درآيد به موج
1233