جهان گشت يكسر كران تا كران / * چو فتح و ظفر لشكر از پى روان
231
جهان را فلك مژده داد از نوى / * كه شد تازه آيين كيخسروى
286
جهان در سر آورد كُحلى پرند / * سَرِ مَه درآمد به مشكين كمند
297
جهان بىجهانبان تن بىسر است / * تن بىسر از خاك ره كمتر است
307
جهان را كه مىداشت پستى خراب / * برآمد ز مشرق بلند آفتاب
404
جهان را از عمارت داد يارى / * ولايت را ز فتنه رستگارى
406
جهان سربهسر گشته آراسته / * همه راه پرنُزل و پرخواسته
435
جهان را از اين عقد فرخندهفال / * بيفزود صدگونه جاه و جلال
476
جهان شد پرآواى بوق و سپاه / * همه برنهادند از آهن كلاه
499
جهان به كام و فلك بنده و ملك داعى / * اميد تازه و دولت قوى و بخت جوان
506
جهان هفت كشور ورا بنده باد / * سرش برتر از ابر بارنده باد
506
جهان پرصداىِ نواىِ سرور / * به گردون رسيده بخار بخور
548
جهان آفرينش كه پرورده بود / * جهان بحر و بر نامزد كرده بود
568
جهان شد سراسر كران تا كران / * پرآوازهء فتح صاحبقران
591
جهان شد به گَرد اندرون ناپديد / * كسى از يلان ، خويشتن را نديد
593
جهان را شب از روز پيدا نبود / * تو گفتى سپهر و ثريّا نبود
598
جهان شاد از آن اجتماع گزين / * كزان تازه شد رونق ملك و دين
631
جهان شد نهان زير ديباى چين / * پر از دُرّ و گوهر بسيط زمين
634
جهانآفرين تا جهان آفريد / * چو تو پادشاهى نيامد پديد
649
جهان مر ترا داد يزدان پاك / * ز تابنده خورشيد تا تيره خاك
649
جهانآفرين از تو خشنود باد / * سر بدسگالت پر از دود باد
649
جهان را بدينگونه شد رسم و راه / * برآرد به گاه و ندارد نگاه
658
جهان كسوت سوگوارى فگند / * برافراخت خور ، افسرِ ارجمند
660
جهان و هرچه در او شاه كامگار به قهر / * ستد ز دشمن و لطفش به دوستان بخشد
703
جهان خالى شد از صيد چرنده / * نماند اندر هوا نوع پرنده
721
جهان به كام دل و كام دل به حسب مراد / * زمانه تابع فرمان و آسمان منقاد
736