تاب سرما كه بُرد ز آتش تاب / * آب را تيغ و تيغ را كرد آب
825
« تاج زر بر سر خليل نهاد »
1328
تأييد الهيش چو يارىها كرد / * عالم بگرفت و كامگارىها كرد
407
تبر تيشهء تيغ او بىگزند / * ز باغ جهان بيخ آفت بِكند
404
تبه گشت بسيار كس زاندر گروه / * بسى گمره افتاد از تيغ كوه
74
تبيره برآمد ز درگاه شاه / * به سر برنهادند گردان كلاه
807
تذروى كه بر وى سر آيد زمان / * به نخجير شاهينش آيد گمان
798
ترا دل به خاتون گرايد همى / * ز تو بوى مردى نيايد همى
81
ترا آگهى دادم از عزم خويش / * تو هم راست كن آلت رزم خويش
112
ترا اين سخنها ز من ياد باد / * به نيروى دولت دلت شاد باد
794
ترا جاودان باد يزدانپناه / * به كام تو گردنده خورشيد و ماه
955
ترا با من اين سركشى از كجاست / * ندانم كه افكندت از راه راست
1031
ترا بايد اى گل به صد پاره كردن / * كنون گر گشايى لب شادمانى
1184
ترا تخت ايران شده نامزد / * به تابوتى اكنون زهى بخت بد
1194
تركيب پيالهاى كه درهم پيوست / * بشكستن آن روا نمىدارد مست
146
ترنگ كمان كرده جانها ستوه / * فشافشكنان تير بر هر گروه
810
تشبّه به نعلش چو جويد قمر / * به ماهى رود راه يك ساله خَور
1344
تغافل نسازى كه سيلاب تيز / * به جوش است در ابر سيلابريز
802
تفحّص نمايند حال سپهر / * نظر كرده در ماه و ناهيد و مهر
1264
تفسير قضاست قول ارباب دول / * ديگر نشود هرآنچه ايشان گويند
330
تكيه بر عهد وى و باد صبا نتوان كرد
328
تلافى آن جمله بر گنج ماست / * كه رنج فرومايگان رنج ماست
1223
تلف شد زن و مرد و برنا و پير / * ز صدساله تا كودكان به شير
538
تمامى بازارها سربهسر / * بياراسته مردم پيشهور
845
تَمُر آمدش نام يعنى حديد / * و من شأنه ( فيه بأس شديد )
404
تموچين چو شاه جهان خواست بود / * ز بختش همه كارها راست بود
75