پر از نالهء كوس شد مغز ميغ / * پر از آب شنگرف شد جان تيغ
270
پر از اژدها گشت گردون زِ گرد / * پر از شير غرنده هامون زِ مرد
395
پر از نالهء كوس شد گوش دهر / * بيفشاند تنّين كين زهر قهر
452
پر از بيم شد مغز و پركينه دل / * ز دل خاست خون و ز خون خاست گل
465
پر از نالهء كوس شد مغز ميغ / * پر از آب شنجرف شد جان تيغ
613
پر از جوى خون گشت صحرا و دشت / * سراسر زمين سونش لعل گشت
812
پر از شيره شد صحن هامون تمام / * خورش خورده شد باده جستند و جام
1014
پر از مار پرّان شده آسمان / * پر از شير غرّان زمين و زمان
1036
پر از شير و شمشير شد رزمگاه / * ز آهن قبايان زرين كلاه
1053
پر از كشته شد عرصهء رزمگاه / * جهان گشت بر چشم دشمن سياه
1144
پر از ميوهء مختلف هر طبق / * ز باغ جنان برده مجلس سبق
1267
پر از فتنه گردد بسيط زمين / * خلل راه يابد به ملك و به دين
1293
پر از رنج و آشوب شد بحر و بر / * مصيبت گرفتند تاج و كمر
1323
پَر تير ار اخلاص و پيكان يقين / * گشادش به آمين روح الامين
1346
پراكندهاى چند را گرد كرد / * كه از آب دريا برآرند گرد
835
پرتو جودش به هركس كاوفتاد / * حاجتش ديگر نيامد هيچ ياد
1085
پردهء وصف آن چو ساز كنم / * دَرِ بُستان فكر باز كنم
859
پرستندهاى كش بهبر داشتى / * ز سر تا قدم در گهر داشتى
470
پرسيد ز من يكى كه اين ره چونست / * گر راست روى مبارك و ميمونست
971
پرى دارد اين خو كه گهگه به فن / * مبدّل كند صورت خويشتن
1262
پرىچهرگان هم به صورت شدند / * گه از جنس فيل و گه از گوسفند
1262
پريچهره بتان نازك اندام / * زِ جعد از بهر دلها بافته دام
674
پرىوش دختران سرو بالا / * ظريف و چابك و دلبند و رعنا
816
پس انديشه كردند زان نُه پسر / * كه ايمن نبودند از ايشان مگر
62
پس از شاه برتان يزدانپَرست / * يسوكا بهادر به خانى نشست
70
پس آنگه خراميد با طرف رود / * به فرخنده يورت خود آمد فرود
79