به بزمش گرايم كه هنگام بار / * جهانى است پرحشمت و اقتدار
1345
به درگاه عالى ظفر پردهدار / * ز يُمن و بقا پرده را پودوتار
1346
به اولاد و احفاد آن دودمان / * به تسبيح و تقديس كرّوبيان
1346
به عدلش جهان يكسر آراسته / * ز كيهان رسوم بدى كاسته
1346
بهاى يكى جامهء زرنگار / * ز زر بالشى دادشان شهريار
107
به تأييد دولت چو غرّنده شير / * درآمد به پيكار اعدا دلير
1143
به تحقيق سلطان كشورگشاست / * پدر بر پدر خسرو و پادشاست
16
بتخصيص شاهى كه گردون پير / * نديده چو او خسروى بر سرير
995
بتخصيص آنكه نگزيد از سعادت / * جز اخلاق نبى آيين و عادت
1150
بتخصيص روى سگ تيز تك / * كه نبود دگر جا به آنگونه سگ
1233
به تدبيرِ كارى كه رو مىنمود / * مشيرش جز الهام دولت نبود
231
بهتر آن كِاوّل از « بِه » آغازم / * آب در جوى آبى اندازم
859
به تعجيل از آن راه تاريك و تنگ / * گذر كرد صاحبقران بىدرنگ
729
به تندى خدنگى كه يابد گشاد / * ز شست تهمتن به قصد شُغاد
1233
به جايى نخسپد عقاب دلير / * كه آبى توان هشت او را به زير
386
به جايى كه شيران برآرند چنگ / * چه ياراى روبه كه استد به جنگ
450
به جايى كه باشد زيان از ملخ / * وگر تفّ خورشيد تابد به شخ
1223
به چُستى و چالاكى و زيب و فر / * دلآراىتر ، هر يكى زان دگر
1263
به چُستى چنان رفته بر ريسمان / * كه رخشان شهاب از بر آسمان
1264
به حسرت برفت از جهان كامگارى / * كه هيهات تا بيندش چرخ ثانى
1184
به خوبى پرى و به پاكى گهر / * به پيكر سروش و به چهره قمر
673
به خود فروشد صد بار وهم دورانديش / * كه تا كمند نظر چون بر آن توان افكند
484
به دست ساقيان ماهپيكر / * مى لعلى روان در كاسهء زر
681
« به دست توكّل به عزم درست »
1284
به ديدار كُه موج و دريا نشيب / * به تك چرخ كردار و طوفان نهيب
349
به رسم فريدون و آيين كى / * ستانيم داد دل از رود و مى
1112