تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1589

مساهمون:

ص١٥٨٩
به بيچارگى چارهء كار ماست / * در آب و در آتش نگهدار ماست
898
به بازوى دولت خرابش كنند / * ز سيلاب خون غرق آبش كنند
907
به كارى كه اقبال يارى دهد / * از اول اساسش به خوبى نهد
918
به جنبش درآمد دو لشكر ز كين / * از آن جنبش از جا برآمد زمين
928
به دولت فرازندهء كاخ شرع / * به گوهر فروزندهء اصل و فرع
933
به نيروى عدلش قوى پشت دين / * به عهدش حرم گشته روى زمين
933
به صورت جهانگير و صاحب سرير / * به معنى ز سرّ ولايت خبير
934
به ميرانش از ( ربّ هب لى ) سرير / * درونش به علم لدنّى منير
934
به رسم فريدون و آيين كى / * ستانيم داد و دل از رود و مى
938
به رفتن برآورده پر ، مرغ‌وار / * همه ره به سينه خزيده چو مار
948
« به نيروى اقبال صاحب‌قران »
965
به بىديده نتوان نمودن چراغ / * كه جز ديده را ميل نَبْوَد به باغ
970
به اسب اندرآمد ز بالاى تخت / * روان كرد رايت به نيروى بخت
1015
به مردى نگهدار آن مرزوبوم / * مشو غافل از بدسگالان روم
1015
به درگاه صاحب‌قران آمدند / * ثناخوان و زارىكنان آمدند
1018
به درگاه صاحب‌قران سجده برد / * ولايت به خدّام حضرت سپرد
1019
به روى زمين حكمرانى كجاست / * كه از جان نه منقاد فرمان ماست
1029
به پيكار افرنجت ار برترىست / * ز تأييد دين و دعاى نبىست
1031
به دست خود ، ار نيستى بىخرد / * مزن تيشه از جهل بر پاى خَود
1031
به هر موجى اندر نهان يك نهنگ / * ز شمشير دندان و از نيزه چنگ
1034
به چرخ از همه شهر برشد خروش / * ز جوشن‌وران باره آمد به جوش
1034
به هم برزدند آن بروبوم را / * بشد زهره زان قيصر روم را
1035
به هر جايگه آنچه آمد به دست / * ز چنگال تاراج ايشان نرست
1039
به بىباكى و غدر ، شاهى گرفت / * وگرچه به عون الهى گرفت
1042
به خردى به جاى پدر گشته شاه / * نياموخته از كسى رسم و راه
1042
به ياد آر آن گفته‌ها سربه‌سر / * كه الحق در اينجا است چسبنده‌تر
1043