تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1578

مساهمون:

ص١٥٧٨
به سال هشتصد و هفت و به هفده از شعبان / * نماز شام سه‌شنبه به خطّهء اترار
13
به دوران او سان و اولاق نى / * در ايّام او جور و شلتاق نى
14
به اصلش كه روشن چو مهر و مه است / * اگر بنگرى تا به آدم شه است
16
به نزديك قرّاقرم با گُروه / * فرود آمدن اندر ميان دو كوه
46
به حُسن رخش هركه كردى نگاه / * شدى خوار در چشم او مهر و ماه
47
به لشكر زر و جامه و جام داد / * به دل‌هاى آشفته آرام داد
49
به پيش مغل باشد اندر حساب / * كه دارد بدين هردو قوم انتساب
57
به آتش كنند آهن سرد گرم / * بكوبند تا گردد آن گرم نرم
58
به پيش قدش سرو بر جا بماند / * نشستن نيارست برپا بماند
59
به قوم جلاير درآويختند / * به خاك و به خونشان درآميختند
62
به زارى و خوارى بر آن خر بمرد / * ز دست جفاى جهان جان نبرد
64
به يارى يزدان و نيروى بخت / * بر ايشان يكى تاخت كردند سخت
70
به مردى گرفت آن دو سردار را / * به هم برزد اقليم تاتار را
70
به فالش نكو آمد و زين سبب / * نهاد آن پسر را تموچين لقب
71
به كوهى كه بُد موضع كارزار / * بدانديش را شد چنين كارزار
74
به گفت و برانگيخت اسب نبرد / * ابا توق آهنگ آن پشته كرد
76
به بالا برآورد فرخنده توغ / * كه مىداد چون شمع گردون فروغ
76
به سرچشمهء بالجونه شتافت / * در آن بوم يك چند آرام يافت
76
به سختىِ زِ گل مىفشردند آب / * نه در چشمه آب و نه در چشم خواب
76
به حد ختاى است آن كوه و رود / * چو جاى نزه ديد آمد فرود
77
به فرمان يزدان چنان سرورى / * كه بودش چو مور و ملخ لشكرى
78
به زارى بكشتند آن شاه را / * بماندند خالى از او گاه را
79
به فرمان شاه فلك مرتبه / * سرافراز قبلاى و نويان جبه
81
به خرم بهارى كه در خار و سنگ / * گل و لاله افكنده پربوى و رنگ
83
به چنگال شيران گرفتار شد / * چو از خواب خرگوش بيدار شد
84
به نزديك تو آمدستم ز دور / * كه زحمت شود رحمت و صور سور
87
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1578 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى