بغايتى ز بلندى كه عقل نتوانست / * كمند فكر فگندن به طَرْف بام حصار
519
بغرّيد ابر و فغان كرد باد / * يكى صاعقه در جهان اوفتاد
313
بغرّيد بر كوس چرم هژبر / * دم ناى رويين برآمد به ابر
395
بغرّيد كوس و بجوشيد دشت / * خروش سپاه از فلك درگذشت
1279
بفرمود تا تيرباران كنند / * هوا را چو ابر بهاران كنند
75
بفرمود تا نامدار آلغو / * كه از پايدار جغاد آيد او
208
بفرمود تا دل پر از كين كنند / * دم اندر دم ناى رويين كنند
336
بفرمود تا جمع گردد سپاه / * به فرخنده درگاه عالمپناه
423
بفرمود تا موبدان و ردان / * ستارهشناسان و هم بخردان
438
بفرمود فرمانده كامگار / * كه سردار بر دار كردند زار
544
بفرمود تا هركه روز نبرد / * به ميدان چو مردان نيانگيخت گرد
599
بفرمود تا برگشايند راه / * درآرندشان از در بارگاه
639
بفرمود تا لشكر نامدار / * درآيند پيرامن آن حصار
740
بفرمود تا برنشيند سپاه / * درآيد به آيين سوى عرضگاه
803
بفرمود كآتش نسوزند كس / * نبايد كه آيد صداى جرس
806
بفرمود تا كوس بنواختند / * به رفتن علمها برافراختند
820
بفرمود تا لشكر نامدار / * درآيند پيرامن آن حصار
907
بفرمود شاه سپهر احتشام / * كه لشكر به جنبش درآيد تمام
1144
بفرمود سلطان صاحبقران / * كه اعيان عالم كران تا كران
1257
بفرمود سلطان گردون سرير / * كه اخترشناسان روشن ضمير
1264
بقا نيست آن بلكه عين فناست / * بقاى حقيقى بقاى خداست
1181
بقايى زيادت ز اندازه بخش / * به هر لحظهاش دولتى تازه بخش
846
بقايى كه بر وى فنا سابق است / * بقاى دگر هم به آن لاحق است
1181
به قوت علفهاى آن بوموبر / * به حدى است از قدرت دادگر
627
بكرد آنچنان با سپه عزم جزم / * كه سازند در دشت خوارزم رزم
138
بكردند جنگى كه گردون پير / * ندارد به ياد آنچنان دار و گير
76