تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1574

مساهمون:

ص١٥٧٤
بسى هديه‌ها و درود و سلام / * فرستاده بودند با اين پيام
166
بسى پادشاه و سپاه درشت / * كه چنگيز خان بهر شادى بكشت
169
بسى دُور بايد كه چرخ ظفر / * برآرد چو او آفتاب دگر
207
بسى بُقعهء خير پرداخته / * به ايوان كيوان برافراخته
233
بسى تن كه بىسر شد از تيغ تيز / * نه دستِ نبرد و نه پاى گريز
426
بسى جامه‌هاى گرانمايه نيز / * پرستنده و اسب و هرگونه چيز
434
بسى زيور از گوهر شاهوار / * بسى خاتم و ياره و گوشوار
434
بسى درج و صندوق با قفل زر / * پر از دُرّ و ياقوت و لعل و گهر
434
بسى كافران را به تيغ غزا / * بكشت آن سپاه مظفّر لوا
567
بسى نامداران كشورگشاى / * به خدمت رهىوار گِردش به پاى
629
بسى آفرين كرد بر شهريار / * كه بادى چنين جاودان كامگار
645
بسى خواند بر هر يكى آفرين / * كه پيوسته باشيد با داد و دين
647
بسى اسب با زين و برگستوان / * بلند و قوى مغز و سخت استخوان
767
بسى خيمه و خرگه بىشمار / * زده پيش و پس لشكر نامدار
790
بسى سرو بالاى زهره جبين / * كشان ذيل بَغتاق اندر زمين
791
بسى پيشكش‌هاى لايق كشيد / * دعا گفته شه را ثنا گستريد
856
بسى را فكندند بر خاك پست / * گريزان شد آن كس كه از تيغ رست
1035
بسى جامه و زيور پربها / * پر از گوهر قيمتى دُرج‌ها
1057
بسى شاميان را بكشتند زار / * بسى را فكندند بر خاك خوار
1071
بسى آفرين خواند بر كردگار / * كزو گشت بر دشمنان كامگار
1147
بسى كاسه و خوان ، مرصّع تمام / * يكى پرشراب و يكى پرطعام
1267
بسى جامه و خلعت نامور / * كيانى كلاه و مرصّع كمر
1269
بسى مىنماييم ازين احتراز / * گواه است دانندهء كارساز
1311
بسيط زمين در سراپرده گم / * درو بارگه رشك چرخ نهم
672
بشستند و خود پاك بود آن سرشت / * نهالى است گفتى ز باغ بهشت
508
بَشيرى به هر جانبى شد روان / * شتابان‌تر از تندباد وزان
735