تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1570

مساهمون:

ص١٥٧٠
برآمد خروش ده و دار و گير / * چو باران بباريد زوبين و تير
331
برآمد دِه و دار و گير و گريز / * ز هر سو سرافشان شد و تَرك‌ريز
393
برآمد ز شور سپه رستخيز / * نبد دشمنان را مجال گريز
551
برآمد چنان از دو لشكر خروش / * كه چرخ فلك را بِدَرّيد گوش
594
برآمد خروشيدن كرّناى / * زمين و زمان اندر آمد ز جاى
665
برآمد خروش سپاه از دو روى / * جهان شد پر از مردم جنگجوى
665
برآمد سحابى ز درياى ژرف / * فروريخت باران بپاشيد برف
694
برآمد به بالا چو پرّان عقاب / * خروشان چو رعد از فراز سحاب
711
برآمد خروشيدن كارزار / * به پيروزى لشكر شهريار
745
برآمد خروشيدن كارزار / * سپاه اندر آمد به گرد حصار
773
برآمد به بالاى كوه بلند / * به نيروى اقبال شه بىگزند
776
برآمد ز خواب و در انديشه بود / * قضا را دگرباره خوابش ربود
782
برآمد ز اوج جلال اخترى / * سپهر اقتدارى جهان داورى
783
برآمد ز لشكر ده و دار و گير / * بپوشيد روى هوا پرّ تير
808
برآمد ز هر سوى دز ، رستخيز / * نديدند جاى گذار و گريز
1036
برآمد ز كوس و گورگه غريو / * ز بيم آب شد زهرهء نرّه ديو
1053
برآمد ز شرق ظفر صبح كام / * شده روز فرمانده شام ، شام
1056
برآمد خروشيدن كرّه‌ناى / * فغان دليران رزم‌آزماى
1141
برآمد از آن شارسان رستخيز / * همه برگرفتند راه گريز
1179
برآمد ز هر سينه بر چرخ دود / * سيه گشت از آن دود چرخ كبود
1194
برآورد از آن پشته بانگ و غريور / * كه اينك تموچين كيهان خديو
76
برآورد از وى درآورد گرد / * همه قوم مركيت را ايل كرد
83
برآورد از قوم تومات گرد / * به يك جنگشان پست و ناچيز كرد
90
برآورد گردون گردان فغان / * برآمد فغان از جهان كاالأمان
666
برآورد كوس نبردى ، خروش / * محيط بلا زد به يك بار جوش
1072
برآورده از بوم دشمن دمار / * بدين‌گونه فرسنگ بيش از هزار
628
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1570 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى