برآريد از لشكر او دمار / * كه تا بر شما مُلك گيرد قرار
169
بر هيچ آدمى اجل ابقا نمىكند / * سلطان مرگ هيچ محابا نمىكند
206
بر او باد و بر آل و اولاد او / * بر اصحاب و احفادِ امجاد او
229
بر آسمان بزرگى هلالى از نو تافت / * به بوستان معالى گلى ز نو شكفيد
235
بر چرخ برده باد هوا خاك معركه / * بر باد داده آب حيات آتش سنان
272
بر كشتگان معركه بر رسم تعزيت / * چشم زره چو ديدهء عشاق خونفشان
272
بر هر طرف كه چشم نهى جلوهء ظفر / * وز هر جهت كه گوش كنى مژدهء سرور
343
بر اينگونه تا شب نيامد فراز / * نچيده كسى دامن از جنگ باز
394
بر ايشان درِ مرحمت باز كرد / * هم اين را هم آن را سرافراز كرد
504
بر كف نهاده جامِ مى آرزو مدام / * دست اميد در خم زلفِ عروسِ كام
507
بر آن پل چون لشكر ز جيحون گذشت / * همه ملك ايران پر از بيم گشت
547
بر در آن قلعهء گردون شكوه / * چون برآشفتند وقت كارزار
576
بر اعداى دولت مظفر شده / * سپاه از غنيمت توانگر شده
628
بر ايشان جهاندار كرد آفرين / * كه آباد بادا به گردان زمين
644
بر او كرد آفرين از شادكامى / * كه اى شايسته فرزند گرامى
648
بر آن پشته سلطان فريادرس / * برآسود تا صبح برزد نفس
660
بر او آفرين از جهان آفرين / * كه نازد به فرّش زمان و زمين
675
بر آن سر كه از ابر بالاتر است / * يكى دشت هموار پهناور است
709
بر آن صيدگه چون گذر كرد شاه / * مُعَنبر شد از گرد او صيدگاه
769
بر آن است خواب مكرر دليل / * كه بعد از دو روز از عطاى جزيل
782
بر آن باش تا هرچه نيّت كنى / * نظر در صلاح رعيّت كنى
793
بر آن پور باد آفرين خداى / * كه گفت پدر يكسر آرد بجاى
795
برآراست لشكر چو كوه بلند / * به شمشير و گرز و كمان و كمند
808
برآشفته شيران كوپالگير / * فروريختند از دو سو تيغ و تير
810
بر آن شد مقرر كه هر ساله باج / * رساند نباشد به بحث احتياج
854
بر لب نهاده سرخ ميى كز نشاط آن / * انديشه لالهزار شود ديده گلستان
858