تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1564

مساهمون:

ص١٥٦٤
بازِ اجل چو جان جهان را شكار كرد / * دل‌ها خراب از اندوه و جان‌ها فگار كرد
754
« بازنيايد چو تير رفت از شست »
1310
باستاد دشمن كه كو شد دلير / * همان كوشش گور با نرّه شير
450
باطن از انوار عرفان مستنير / * مظهر فرمان ديّان قدير
1086
بامدادى كه صبح زرّين تاج / * تاج از زر نهاد و تخت از عاج
859
بباريد چندان نم خون ز تيغ / * كه باران به سالى نبارد ز ميغ
498
بباريد تير از كمان سران / * بر آن رزمجويان جوشن‌روان
658
ببخشيد چندان زر و گوهرش / * كه از حمل آن رنجه شد چاكرش
67
ببخشيد شاه آنچنان گنج و مال / * كه او را نبودى ز بخشش ملال
90
ببخشيد چندان‌كه شد آز سير / * ز بخشش نترسد خديوِ دلير
405
ببخشيدى از چند و از چون برون / * كسى را كه محتاج بودى فزون
233
ببستند آيين سمرقند را / * كه مستحسن افتد خردمند را
794
ببستند گردان توران ميان / * همىتاختند از پى روميان
1146
ببسته مرصع كمرهاى زر / * طلادوز خلعت فكنده به بر
791
ببسته ميان از پى چاكرى / * گشاده زبان ثناگسترى
931
ببودند تا اوّل ماه دى / * به جايى كه بُدنام آن [ كلتكى ]
81
ببين حسن تدبير كايشان منار / * ز محلوج و نى كرده‌اند اختيار
1262
ببينى چو پرده برافتد ز پيش / * كه صانع نهان گشته در صنع خويش
1262
ببينيم تا اين شتابان سپهر / * در اين داورى بر كه گردد به مهر
478
ببينيم تا دور گردان سپهر / * كه را سر برآرد ز پستى به مهر
1032
ببينيم تا خود به هنگام جنگ / * كه گردد چو موم و كه باشد چو سنگ
1119
بپرداخت منشى صاحب هنر / * بسى نامه در باب فتح و ظفر
591
بپرداختم مجلس از خاص و عام / * بياراستم بزم عشرت به كام
230
بپرسيد از ايشان بهاى قماش / * نكردند راز دلِ خويش فاش
107
بپرسيد و بس مهربانى نمود / * به آن آمدن شادمانى نمود
855
بپرسيدش از راه و هر بيش و كم / * ز هر در سخن راند شهزاده هم
630