تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1559

مساهمون:

ص١٥٥٩
ازو خواهد آراستن تخت و تاج / * و زو سلطنت يافت خواهد رواج
1304
ازو بازيابد ممالك امان / * و زو بازگردد زمانه جوان
1304
ازين برتر نيابد مدحتى كس / * كه ابراهيم سلطان گويد و بس
1151
ازين گونه بزم طرب ساخته / * ز دولت به عشرت نپرداخته
1346
ازين سان كمابيش صد چارطاق / * سر افراخته سوى اين نه رواق
1261
اساس مسلمانى آباد كرد / * روان محمّد بدين شاد كرد
12
اساس وى از چرخ عالىتر است / * همان سُغد او جنتى ديگر است
129
اساسى نهاده است بر طرف رود / * ز انهار تارش ز اشجار پود
88
اساسى به نزديك جنگدو نهاد / * مرآن خطه را نام ديد و نهاد
178
اسب دولت زير ران ، چتر ظفر بالاى سر / * فتح و نصرت پيش و پس عون الهى راهبر
490
اسد طالع و صاحبش آفتاب / * از آن گشت در سلطنت كامياب
763
اسد بود عاشر خداوند زور / * كزان ديدهء دشمنان گشت كور
788
اسلام گشت خرم و آفاق پرسرور / * چشم حسود كور شد و گوش خصم كر
691
اشك‌بار اى ديده ! چون گنج گهر گم كرده‌اى / * روشنى جو از كواكب ، چون قمر گم كرده‌اى
1329
اغوز كرد در جشن جرغامشى / * مر اين شش پسر را سيورغامشى
52
افسر از فرق او فراخته سر / * تخت را فرّ طلعتش زيور
218
اكسير عفو شاه شناسم كه مىكند / * قلب سياه روى گنه را زر خلاص
1196
اكنون ز جنگ آشتى بهتر است / * كه راز زمانه به پرده در است
88
اگر چند برتان بسىپور داشت / * يكى بود كز بخت منشور داشت
70
اگر نيك خواهى و گر بدسگال / * به ما بازگو تا بدانيم حال
78
اگر چند خود شاه را پيش از اين / * همين مكر تايانگ خان بد يقين
80
اگر چند تدبير او راست بود / * ولى آنچه تقدير مىخواست بود
81
اگر تيغ خواهى زدن با گروه / * چرا خوابگه ساختى تيغ كوه
82
اگر صد سال مانى ور يكى روز / * ببايد رفت از اين كاخ دل‌افروز
103
اگر رايگان شاه اقليم‌گير / * پذيرد توان گشت فرمان‌پذير
107
اگر سام بودى در ايام او / * نوشتى بر اندام خود نام او
127