سلطان از سلسلهء مماليك برجى مصر ؛ او از بردگانى بود كه در منطقهء كريمه خريدارى شده و به مصر آورده شده بود و به دست امير يلبغا عمرى افتاد . او علاوه بر آزادى اين برده به پرورش او كوشيد و به سبب برجستگى چشمانش او را برقوق ناميد . برقوق در صفر سال 792 ه . ق در مصر قدرت را در دست گرفت . او 63 سال زيست و بيش از بيست سال ، ابتدا با عنوان فرماندهء سپاه و سپس با عنوان سلطان بر مصر حكومت كرد . براى اطلاع بيشتر دربارهء وى ، ر . ك : دانشنامهء جهان اسلام ، ج 3 ، صص 154 - 155 .
( 224 ) . ( ص 739 ) : شيخ بهلول ( . . . - 190 ) ابو وهيب بهلول بن عمر صيرفى يا صوفى ( م 190 ) مشهور به دانا ، عاقل و مجنون . روايات مختلفى دربارهء وى و نيز گفتگوهاى نكتهآميز او در منابع ذكر شده است . بيشتر پندهاى بهلول ، دربارهء روز بازپسين و آخرت است و دربارهء بخشندگى نيز مناظره دارد . براى آگاهى بيشتر دربارهء او ، به مقاله بهلول نوشتهء دكتر آذرتاش آذرنوش ، رجوع نماييد . دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 13 ، ص 204 .
225 . ( ص 751 ) :
زر كانى و نقرهء زيبقى * كه مهتاب را داد بىرونقى
اين بيت از اشعار نظامى گنجوى است ؛ شرفنامه ، ص 478 .
( 226 ) . ( ص 761 ) : « . . . و جواهر اوصاف آن حصار در عقد اشعار بلاغت شعار شعرا به تخصيص ابن سرايا منظوم است و به قلعهء شهبا موسوم . . . » منظور از ابن سرايا ، عبد العزيز بن سرايا بن على بن أبى القاسم السنبسى الطايى معروف به صفى الدين حلى است . او در 677 ه . ق در كوفه متولد و در حله بزرگ شد و در همان شهر به تجارت مشغول و به شام ، مصر ، ماردين و ديگر جاىها مسافرت كرد . مدتى به پادشاهان ارتقى