( 217 ) . ( ص 725 ) : « . . . و در آن محل پرقندان كرده ، طوىهاى مرتب ساختند و ساز عشرت و شادمانى . . . بنواختند » .
پرقندان يا برقندان و برغندان ، جشن عيش و عشرتى است كه در آخرين روزهاى ماه شعبان انجام مىدادند كه آن را كلوخاندازان نيز گفتهاند و از قديم الايام مرسوم بوده است ، بيهقى در باب جشن كلوخانداز در دربار سلطان مسعود غزنوى مىنويسد : « . . . و روز دوشنبه نهم شعبان چند تن را از اميران فرزندان ختنه كردند و دعوتى بزرگ ساخته بودند و كارى با تكلّف كرده و هفت شبان روز بازى آوردند و نشاط شراب بود و امير به نشاط اين جشن و [ جشن ] كلوخانداز - كه ماه رمضان نزديك بود - بدين كوشك و بدين باغها تماشا مىكرد و نشاط شراب مىبود . . . » ؛ براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : تاريخ بيهقى ، ص 653 .
( 218 ) . ( ص 728 ) : « . . . و روز جمعه دوازدهم شوال به نفس مبارك عازم صوب بغداد شد . . . » دولتشاه سمرقندى كه تاريخ حمله تيمور به بغداد را به اشتباه 791 ه . ق نوشته است ، نقل مىكند كه سلطان احمد جلاير قبل از آمدن تيمور به بغداد اين قطعه را سروده و براى تيمور ارسال كرده است :
گردن چرا نهيم جفاى زمانه را * زحمت چرا كشيم به هر كار مختصر
دريا و كوه را بگذاريم و بگذريم * سيمرغوار زير پر آريم خشك و تر
يا بر مراد بر سر گردون نهيم پاى * يا مردوار در سر همّت كنيم سر
دولتشاه در ادامه مىنويسد كه تيمور از اينكه توانايى سرودن شعر براى پاسخ به سلطان احمد جلاير نداشت ، تأسف خورد ، اما پس از جستجو در نوادگانش خليل سلطان پسر ميران شاه پاسخ احمد جلاير را بدين منوال فرستاد :
گردن بنه جفاى زمانه را سر مپيچ * كار بزرگ را نتوان داشت مختصر
سيمرغوار از چه كنى قصد كوه قاف * چون صعوه خُرد باش و فروريز بال و پر
بيرون كن از دماغ خيال محال را * تا در سر سرت نرود صد هزار سر
براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : تذكرة الشعرا ، صص 306 - 307 .