( 219 ) . ( ص 730 ) : « . . . اهل بغداد را در مشاهدهء آن حال متحير مانده ، روى دجله از گذشتن غلبهء لشكر جغتاى از صحرا بازنشناختند و انگشت تعجب به دندان گزيده به يقين دانستند و دريافتند كه حضرت صاحبقرانى مؤيد من عند اللّه است » اهل بغداد كه شرف الدين على يزدى در متن كتابش به كار برده ، كنايهاى است به نظام الدين شامى ؛ جالب است بدانيم نظام الدين شامى در سال 795 ه . ق و به هنگام تصرف بغداد در اين شهر ساكن بوده و پس از حضور تيمور در بغداد ، اولين نفر از ساكنان شهر بوده كه به حضور تيمور رسيده است ؛ وى در كتابش در باب اين ملاقات مىنويسد : « . . . امير صاحبقران التفات فرموده آن مسابقت را به محمدت مقابل فرمود ، تربيت كرده ، به لفظ مبارك چنين فرمود كه خدا بر تو رحمت كناد كه اول كسى از اين شهر پيش من بيرون آمد ، تو بودى . . . »
نظام الدين شامى پس از ملاقات تيمور براى ديدن سپاهيان او به بيرون از شهر رفت و در اينباره در كتابش مىنويسد :
« . . . در آنحال كه از دروازه شهر بيرون آمدم ، نظر كرد روى دجله را - از گذشتن لشكر منصور - از صحرا نشناختم ، تعجب نمودم كه آيا اين چه طايفهاند كه از ساير خلايق به صلابت و جلادت و شجاعت و سهامت ممتازند و دانستم كه اين صاحبقران ، مؤيد من عند اللّه است . . . » .
براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : ظفرنامهء ( شامى ) ، ص 139 .
( 220 ) . ( ص 730 ) : « . . . محمد آزاد از آب گذشته ، كشتى . . . سلطان احمد . . . بيافت و آن را به اين طرف آب آورده ، صاحبقران . . . به آن كشتى درآمده . . . » .
در اينباره حافظ ابرو كه خود در آن روزگار همراه سپاهيان تيمور بوده ، مىنويسد : « . . . كمينه از حضرت صاحبقرانى شنيد كه فرمودند كه در آن روز تقصيرى واقع شد كه اگر همان ساعت كه رسيدم در آب مىراندم و از آب دجله مىگذشتم ، بىشك سلطان احمد به دست مىآمد ؛ براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : زبدة التواريخ ، ج 2 ، ص 767 .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1444
مساهمون: شرف الدين على يزدى
ص١٤٤٤